مدیا

  • تاریخ : ۲۱ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : سرگرمی
  • بازدید :


سلام خدمت مخاطبين وی ای پی مدیا در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

وان‌پلاس به‌صورت رسمی تأیید کرد که سنسور اثرانگشت گوشی وان‌پلاس ۶T که در زیر صفحه‌نمایش قرار داده خواهد شد، از نوع نوری خواهد بود.

همانطور که اطلاع دارید، قرار است در پرچمدار آتی شرکت چینی وان‌پلاس که با نام OnePlus 6T روانه‌ی بازارها خواهد شد، از حسگر اثرانگشت در زیر صفحه‌نمایش استفاده شود؛ از این رو، کاربران این دستگاه می‌توانند با قراردادنِ انگشت خود روی نمایشگر، اقدام به قفل‌گشایی آن کنند.

با این حال، باتوجه به این امر که هنوز این تکنولوژی به‌ اندازه‌ی نوع سنتی حسگرهای اثرانگشت بالغ نشده، درباره‌ی عملکردِ آن در شرایط مختلف نگرانی‌هایی وجود دارد. برخلاف حسگرهای قدیمی، در سنسورهای جدید، انگشتِ کاربر تماس مستقیمی با سطح اسکنر نخواهد داشت؛ در مقابل، تولیدکنندگان باید به روشِ دیگری روی بیاورند. حال شرکت وان‌پلاس رسماً تأیید کرده که حسگر مورداستفاده‌ی آن‌ها در پرچمدار آتی‌ آن‌ها از نوع نوری خواهد بود.

وان پلاس 6T / گوشی Oneplus 6T

تاکنون در آزمایش‌های انجام شده، سرعت و دقتِ سنسورهای التراسونیک نسبت به نمونه‌های نوری در جایگاه بهتری قرار داشته است؛ زیرا سنسورهای التراسونیک به‌واسطه‌ی نمونه‌برداری سه‌بعدی از پستی‌ها و بلندی‌ها روی انگشت کار می‌کنند؛ با این حال، اگر سنسورهای نوری به درستی در وان‌پلاس ۶ تی پیاده‌سازی شوند، می‌توان انتظار همان سرعت و دقتِ التراسونیک را در این دستگاه نیز داشت.

از آنجایی که شرکت وان‌پلاس بخشی از شرکت BBK Electronics (شرکتی که بازاریابی و عرضه‌ی گوشی‌های هوشمند ویوو و اوپو را برعهده دارد)‌ است، انتظار می‌رود از همان سنسور، ویوو نکس اس در وان‌پلاس ۶T نیز استفاده شود.

متأسفانه این خبر نمی‌تواند برای علاقه‌مندان به این برند خبر خوشی باشد؛ زیرا طبق بررسی‌ها، عملکرد اینگونه حسگرها چندان قابل‌اطمینان و سریع نیست. علیرغم تمامی این موارد، هنوز نمی‌توان درباره‌ی محصولی عرضه‌نشده با حدس و گمان به اظهار نظر پرداخت. بدون‌شک نرم‌افزار و بهینه‌سازی آن نقش به‌سزایی در عملکرد صحیحِ‌ ابعاد مختلف یک سخت‌افزار خواهد داشت؛ از این رو، با در نظر داشتنِ سابقه‌ی مثبتِ OxygenOS‌ در گوشی‌های وان‌پلاس، می‌توان دربار‌ه‌ی این قضیه امیدوار بود.

قرار است وان‌پلاس ۶T در روز ۸ آبان به بازارها عرضه شود؛ بنابراین پس از عرضه‌ی این دستگاه می‌توان اظهار نظرِ دقیقی را راجع‌ به کارایی شیوه‌ی احراز هویت این دستگاه انجام داد.


شما مخاطبين عزيز سايت وی ای پی مدیا از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت وی ای پی مدیا.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : سرگرمی
  • بازدید :


سلام خدمت مخاطبين وی ای پی مدیا در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

برای تغییر دادن دنیا از مرتب کردن رخت‌خواب خود شروع کنید. این کار ساده و به‌ظاهر بی‌اهمیت می‌تواند زندگی شما و شاید حتی جهان را تغییر دهد.

آیا تغییر دنیا و بهبود آن، دغدغه‌ی شما هم هست؟ تابحال به این فکر کرده‌اید که چگونه می‌توان تاثیرگذار بود و حتی جهان را به‌جای بهتری برای زندگی تبدیل کرد؟ ممکن است به‌خاطر عظمت این تفکر ناامید شوید و با خود بگویید من سهم بسیار کوچکی از دنیا دارم و امکان ندارد ذره‌ای بتوانم در این دنیای بزرگ اثری داشته‌باشم. یا شاید فکر کنید حتما باید کار خارق‌العاده و بزرگی از شما سر بزند تا بتوانید جهان را تغییر دهید.

اما ویلیام مک ریون، دریاسالار باتجربه و بازنشسته‌ی آمریکایی نظر دیگری دارد و من‌هم با او موافقم. او معتقد است برای تغییر جهان باید از کارهای بسیار کوچک شخصی خودمان شروع کنیم. او می‌گوید اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید و آن‌ را به‌جای بهتری برای زندگی تبدیل کنید، از رخت‌خواب خود شروع کنید. هر روز صبح به‌طور متعهدانه و پیوسته تخت‌خواب خود را مرتب کنید. او این درس را در زمان گذران دوره‌ی سربازی در نیروی دریایی فراگرفته‌است.

در ادامه با یکی دیگر از مقاله‌های معرفی کتاب در زومیت با ما همراه باشید.

make your bed

سخن اصلی کتاب

نویسنده‌ی این کتاب یعنی دریاسالار ویلیام مک ریون، در ۱۰ فصل جداگانه به ۱۰ درس مهم پرداخته که آن‌ها را در خلال گذران عمرش روی امواج دریاها آموخته‌است. او این درس‌ها را در یک سخنرانی بسیار اثرگذار و انگیزشی در سال ۲۰۱۴ در جشن پایان تحصیل در دانشگاه تگزاس برای دانشجویان ارائه کرد. مک ریون در این کتاب از اهمیت انجام کارهای ساده و کوچکی مانند مرتب کردن رخت‌خواب خود به‌طور پیوسته و متعهدانه، در آغوش گرفتن ترس‌های خود و تغییر جهان از همین طریق سخن می‌گوید.

برای تغییر دادن دنیا، کافی است به انجام کارهای کوچک و ساده بپردازید. فقط انجامش بدهید.

عنوان فرعی کتاب این است: چیزهای کوچکی که می‌تواند زندگی شما و شاید دنیا را تغییر دهد. باید اندیشید که تغییر در دنیا چگونه اتفاق می‌افتد. دنیا از همین کارهای کوچک انسان‌ها و ذره ذره شکل می‌گیرد. بنابراین کافی است این ذره‌ها به‌تدریج به‌سمت بهبود تغییر کند تا دنیا برای نسل‌های آتی به‌جای بهتری برای زندگی تبدیل شود. اصول اولیه‌ای در این کتاب در کنار هم گردآوری شده که به بهتر شدن ما و جهان اطرافمان کمک می‌کند. ۱۰ اصلی که ویلیام مک ریون کمک کرد با چالش‌های فردی و شغلی‌اش روبه‌رو شود.

بخشی از کتاب

بخشی از صحبت‌های دریاسالار در این سخنرانی که در کتاب نیز بیان شده، به این شرح است:

اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید، از رخت‌خواب خود شروع کنید. انجام همین کار کوچک در ابتدای صبح، اندکی حس غرور به شما می‌دهد و شما را برای کار بعدی آماده می‌کند. به این ترتیب کارها یکی پس از دیگری انجام خواهند شد.

مرتب کردن رخت‌خواب این پیام را دارد که کارهای کوچک مهم هستند. اگر شما به‌خوبی از عهده‌ی یک کار کوچک برنیایید، احتمالا کارهای بزرگ را هم نمی‌توانید به‌خوبی انجام دهید. حتی اگر روز خوبی را پشت سر نگذارید، وقتی به خانه برمی‌گردید با تخت‌خواب منظمی روبه‌رو می‌شوید که خودتان آن‌را مرتب کرده‌اید. همین مساله‌ی ساده باعث ایجاد انگیزه در شما می‌شود.

اگر من نکته‌ای در سفرهایم آموخته باشم، آن چیزی نیست جز قدرت امیدواری. امیدی که به واشنگتن، لینکلن، ماندلا یا حتی دختری پاکستانی به‌نام ملاله، قدرت و نیرو بخشید. هر انسانی می‌تواند با امید بخشیدن به دیگران جهان را تغییر دهد. پس شما هم اگر قصد تغییر دنیا را دارید، هر روز کاری را به پایان برسانید.

shark/make your bed book

آزمون‌های دشوار

از آنجایی که او یک دریاسالار در ناوگان نیروی دریایی است، آزمون‌های سختی را برای پذیرفته‌شدن در ارتش دریایی آمریکا پشت سر گذاشته‌است. او درباره‌ی این آزمون‌های سخت در این کتاب سخن گفته و معتقد است هر کدام از آن‌ها برای او درسی داشته‌اند. درس‌های ساده و پایه‌ای که نه‌تنها در زندگی شغلی او باعث پیشرفت و موفقیتش شده‌اند، بلکه در زندگی شخصی هر فردی می‌تواند مثمر ثمر باشد. این درس‌ها به آدم‌ها کمک کند تا با تغییرات کوچک، جهان را به‌سمت تغییرات مثبت پیش ببرند.

مقاله‌های مرتبط:

به‌طور مثال یکی از آزمون‌هایی که نام می‌برد، شنای شب است. در این آزمون هر فرد باید بتواند در شب در یک دریاچه شنا کند و با کوسه‌های موجود در آن روبه‌رو شود. به افراد آموزش داده می‌شود که وقتی با یک کوسه روبه‌رو می‌شوند، رفتاری حاکی از ترس نداشته‌باشند؛ به هیچ سمتی شنا نکنند و آرام باشند تا کوسه بعد از دور زدن دور شود. اگر کوسه آن‌ها را برای شام شب خود انتخاب کند، آن‌ها باید آمادگی رویارویی با آن را داشته‌باشند و با مشت زدن به دهان کوسه، او را دور کنند. به ‌آن‌ها این دلگرمی داده شده‌است که هیچ‌گاه تابحال هیچ کارآموزی توسط کوسه‌ها خورده نشده‌است.

من (به‌عنوان نویسنده‌ی این مقاله) برای اولین بار است که در مورد نحوه‌ی رویارویی با کوسه‌ها چنین چیزی می‌شنوم. همیشه فکر می‌کردم به‌محض دیدن کوسه‌ها باید فرار کرد و از آن‌ها دور شد. اما این درس به من می‌آموزد که باید ترس‌هایم را در آغوش بکشم و قدرت تحمل ترسم را داشته‌باشم. باید با چالشی که برای من ایجاد می‌کند، روبه‌رو شوم و بجز این راهی برای رشد و تغییر وجود ندارد. دریافتم که تعداد ترس‌های ما در زندگی کم نیست. برای به‌پایان بردن هر کاری لازم است قدرت رویارویی با چالش‌های ترسناک زندگی‌ام را پیدا کنم.

درباره‌ی کتاب

کتاب تخت‌خوابت را مرتب کن جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۷ بوده‌است. این کتاب در سال ۱۳۹۶ در ایران ترجمه شده و به چاپ رسیده‌است. در چاپ‌های مختلف بین ۸۰ تا ۱۲۰ صفحه دارد و جزو کتاب‌های خودیاری selfhelp، رشد فردی و عزت نفس رده‌بندی شده‌است. اصل این کتاب ۱۴۴ صفحه دارد و دومین چاپ اصلی آن در آورریل ۲۰۱۷ منتشر شده که روی سایت آمازون در این لینک قابل تهیه است.

ویلیام مک ریون/william mcrevan

درباره‌ی نویسنده

ویلیام مک ریون متولد نوامبر ۱۹۵۵ بعد از ۳۷ سال خدمت در ناوگان دریایی، به‌عنوان یک دریاسالار چهارستاره همراه با افتخارات فراوان در کار خود در سال ۲۰۱۴ بازنشسته شد. او در ماه جولای همین سال به‌عنوان رئیس دانشگاه تگزاس انتخاب شد و کار خود را از ابتدای سال ۲۰۱۵ آغاز کرد. سخنرانی معروف وی در دانشگاه تگزاس برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه با نام تخت‌خوابت را مرتب کن شناخته شده و مرز ۴ میلیون بازدید را در یوتیوب رد کرده‌است. این سخنرانی را به زبان اصلی می‌توانید در این لینک مشاهده کنید.

ترجمه‌های کتاب

عنوان اصلی کتاب make your bed به‌شکل‌های متفاوتی به زبان فارسی برگردانده‌شده‌است. با رجوع به کتابخانه ملی ایران عناوین مختلفی را برای کتاب یافتیم. اولین چاپ این کتاب با عنوان تخت خوابت را آنکادر کن و با ترجمه‌ی آقایان مهدی، علی و محمدهادی آقاجانی و ویراستاری فاطمه آقاجانی توسط انتشارات دیموند بلورین در سال ۱۳۹۶ فیپا گرفته‌است.

بعد از آن مترجمین دیگر نظیر عرفان بنداد و مریم کیایی پور این کتاب را با عنوان تخت خوابت را مرتب کن ترجمه کرده و به‌ترتیب انتشارات معیار علم و رسا آن‌را به‌چاپ رسانده‌اند. صدف حکیمی‌زاده مترجم دیگری است که با عنوان تختت را مرتب کن این کتاب را ترجمه کرده و انتشارات آموخته اصفهان آن را منتشر کرده‌است. بامداد صالحی نیز یکی دیگر از مترجمان است که دست به ترجمه‌ی این کتاب زده‌است. او این کتاب را با عنوان آنکادر کن ترجمه کرده که توسط انتشارات مهریز به‌چاپ رسیده‌است.

پرفروش‌ترین ترجمه‌ی این کتاب با عنوان ذکر شده در حال حاضر با ترجمه‌ی حسین گازر و ویراستاری ابوذرجمهری توسط نشر کوله‌پشتی انتشار یافته‌است. این کتاب نسبت به سایر ترجمه‌ها دارای تعداد صفحات (۱۰۰ صفحه) و اندکی قیمت بیشتر است و علاوه بر نسخه‌ی چاپی در سایت‌های فروش آنلاین به‌فروش می‌رسد. موضوع اصلی کتاب در کتابخانه‌ی ملی، راه و رسم زندگی عنوان شده‌است.

حسین گازر ترجمه کتاب معروف رهبری سر الکس فرگوسن را در کارنامه‌ی خود دارد. کتاب‌های دیگری که توسط او ترجمه شده‌اند، عبارتند از راه حل جایگزین و پپ گواردیولا که همگی این کتاب‌ها از نظر موضوعی در رده‌ی کتاب‌های خودیاری و موفقیت طبقه‌بندی شده‌اند.

کتاب تختخوابت را مرتب کن

از میان بررسی‌های کتاب

مجله‌ی وال استریت با اشاره به صدرنشینی این کتاب در پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز در فهرست کتاب‌های الهام‌بخش معتقد است هر رهبری در آمریکا باید این کتاب را بخواند.

USA Today این کتاب را یک کتاب قدرتمند برشمرده‌است. واشنگتن پست درباره‌ی آن می‌گوید:

این کتاب پر از حکایت‌های شخصی افسون‌کننده و جذاب از درون خزانه‌ی امنیتی ملی است.

Forbes صفات ارجمندی، تراز اول و درجه‌یک بودن، هوشمندانه، وضوح و موجز بودن را به آن نسبت داده‌است.

آیا تجربه‌ای از خواندن یا مرور این کتاب داشته‌اید؟ در بخش نظرات تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.


شما مخاطبين عزيز سايت وی ای پی مدیا از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت وی ای پی مدیا.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید :

دانلود آهنگ ماکان بند بنام رفت

در این پست می توانید آهنگ ماکان بند بنام رفت را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ ماکان بند رفت

Download New Song By Macan Band  Called Raft

خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
ماکان بند رفت محمد نجم بزودی

 

پخش بزودی از رسانه دان موزیک

نوشته دانلود آهنگ ماکان بند رفت اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید :

دانلود آهنگ بابک جهانبخش دیوونه جان

در این پست می توانید آهنگ بابک جهانبخش دیوونه جان را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ بابک جهانبخش دیوونه جان

Download New Song By Babak Jahanbakhsh  Called Divooneh Jan

خواننده نام آهنگ ترانه دسته بندی
بابک جهانبخش دیوونه جان محسن شیرالی آهنگ شاد

 

نوشته دانلود آهنگ بابک جهانبخش دیوونه جان اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید :

دانلود آهنگ بابک جهانبخش دیوونه جان

در این پست می توانید آهنگ بابک جهانبخش دیوونه جان را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ بابک جهانبخش دیوونه جان

Download New Song By Babak Jahanbakhsh  Called Divooneh Jan

خواننده نام آهنگ ترانه دسته بندی
بابک جهانبخش دیوونه جان محسن شیرالی آهنگ شاد

 

نوشته دانلود آهنگ بابک جهانبخش دیوونه جان اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : سرگرمی
  • بازدید :


سلام خدمت مخاطبين وی ای پی مدیا در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

گزارش‌های اخیر حاکی از آن هستند که نصب کردن آپدیت تجمعی جدید ویندوز ۱۰، باعث ظاهر شدن صفحه‌ی آبی مرگ روی تعدادی از کامپیوترهای اچ‌پی می‌شود.

ظاهرا مشکلات ناشی از آپدیت‌های جدید ویندوز ۱۰ تمامی ندارند؛ پس از انتشار اخباری در رابطه با حذف برخی فایل‌ها پس از نصب آپدیت اکتبر ۲۰۱۸، هم‌اکنون شاهد بروز مشکلی دیگر هستیم.

مایکروسافت چند روز پیش، آپدیت KB4462919 (بیلد سیستم‌عامل ۱۷۱۳۴٫۳۴۵) را برای کامپیوترهای مبتنی بر نسخه‌ی ۱۸۰۳ ویندوز ۱۰ منتشر کرد. به‌تازگی برخی از کاربران کامپیوترهای شرکت اچ‌پی مدعی شده‌اند که با نصب این آپدیت تجمعی جدید، صفحه‌ی آبی مرگ، روی نمایشگر نقش می‌بندد. 

کاربرانی که با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند، می‌گویند که در صفحه‌ی آبی مرگ، شاهد ارور WDF_VIOLATION هستند. این یعنی احتمالا مشکل یادشده به فایل HpqKbFiltr.sys موجود در آدرس C:WindowsSystem32drivers مربوط می‌شود. 

چگونه این مشکل را حل کنیم؟

برای حل این مشکل، کافی است به آدرس Troubleshoot -> Advanced options -> Command Prompt بروید و دستورات زیر را تایپ کنید:

cd c:windowssystem32drivers

ren HpqKbFiltr.sys HpqKbFiltr.sys_old

این دستور باعث تغییرنام فایل یادشده می‌شود. پس از این‌که فرآیند تغییرنام HpqKbFiltr.sys با موفقیت انجام گرفت، سیستم خود را ریستارت کنید تا Windows 10 بارگذاری شود. طبق مطالبِ منتشرشده در فروم بخش پشتیبانی Microsoft، این شرکت از مشکلِ به‌وجود آمده آگاه است و به‌همین جهت، انتشار آپدیت جدید ویندوز ۱۰ به‌صورت موقت، متوقف شده است.

گفتنی است که تعداد اندکی از کامپیوترهای دیگر شر‌کت‌ها نیز با چنین مشکلی مواجه شده‌اند و ردموندی‌ها هم‌اکنون در حال انجام بررسی‌های لازم به‌منظور رفع آن هستند.


شما مخاطبين عزيز سايت وی ای پی مدیا از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت وی ای پی مدیا.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید :

دانلود اهنگ بهنام بانی اخماتو وا کن

در این پست می توانید دانلود آهنگ بهنام بانی اخماتو وا کن را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود اهنگ بهنام بانی اخماتو وا کن

Download New Song By Behnam Bani  Called Akhmato Va kon

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
بهنام بانی اخماتو وا کن حامد برادران آهنگ شاد

 

نوشته دانلود اهنگ بهنام بانی اخماتو وا کن اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : سرگرمی
  • بازدید :


سلام خدمت مخاطبين وی ای پی مدیا در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

زمان آن رسیده که نگاهی عمیق به پردازنده‌های سری RTX-20، نسل جدید پردازنده‌های گرافیکی انویدیا بیندازیم تا ببینیم شرکت تایوانی برایمان چه‌ چیز به ارمغان آورده است.

این پردازنده‌ها اولین سری هسته‌های گرافیکی هستند که توانایی اجرای رهگیری پرتو (یک فناوری که با دنبال نمودن خط نور تأثیر نور بر اشیاء و محیط را به‌صورت دقیق رندر می‌کند) را به‌ صورت بلادرنگ (Real-Time) دارا هستند. این قابلیت با بهره‌گیری از هسته‌های جدید RT و Tensor امکان‌پذیر شده است. اما علاوه‌ بر این‌ها پردازنده‌های گرافیکی جدید انویدیا به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که کارایی و گرافیک بازی‌های کنونی را نیز به‌صورت محسوسی بهبود ببخشند تا لذت بازی با نرخ فریم تصویر‌های بالا و رزولوشن ۴K را به کابران هدیه دهند.

Turing Introduce

انویدیا در مراسم رونمایی از GeForce RTX 2080 Ti اعداد و ارقام متنوعی از بهبود‌های صورت‌گرفته روی این پردازنده ارائه داد که شامل افزایش پهنای باند حافظه، فرکانس کاری، تعداد هسته‌های CUDA و… می‌شود. ما می‌خواهیم در این بررسی به اعماق  پردازنده گرافیکی جدید انویدیا برویم و تغییرات معماری نسل Turing نسبت به Pascal را بررسی کنیم. همچنین به امکانات و ابزارهای جدید انویدیا می‌پردازیم که قدرت پردازنده‌های جدید را باز هم بیشتر می‌کند و می‌تواند توانایی پردازش هوش مصنوعی ابررایانه Saturn V را به کارت‌های گرافیک بیاورد.

مرور کلی پردازنده‌های Turing انویدیا

ابتدا با هم مشخصات کلی پردازنده گرافیکی TU102 به‌کاررفته در GeForce RTX 2080 Ti‌ را از زبان خود انویدیا مرور کنیم:

پردازنده TU102 از ۶ خوشه پردازش گرافیکی (GPCs)، ۳۶ خوشه پردازشی بافت (TPCs)، ۷۲ پردازنده چندگانه استریمینگ (SMs) تشکیل شده است. هر یک از خوشه‌های پردازش گرافیکی از یک موتور شطرنجی (Raster Engine) جانبی و ۶ پردازنده بافت – که هریک دو پردازنده استریمینگ دارند – تشکیل شده است. هر موتور استریمینگ نیز دارای ۶۴ هسته CUDA، هشت هسته Tensor با ۲۵۶ کیلوبایت ثبات (Register)، چهار واحد بافت و ۹۶ کیلوبایت حافظه مشترک سطح یک (L1) است که البته این حافظه می‌تواند با توجه به میزان فشار پردازشی مورد نظر روی مقادیر بیشتر یا کمتر تنظیم شود.

مقاله‌های مرتبط:

در کنار هر پردازنده استریمینگ یک هسته پردازشی RT وجود دارد که مجموعا می‌شود ۷۲ هسته. هر چه به سمت مدل‌های پایین‌تر پردازنده‌های سری ۲۰ برویم، تعداد این هسته‌ها کمتر می‌شود. برای مثال در RTX 2080 تعداد ۴۶ و در RTX 2070 تعداد ۳۶ هسته RT خواهید یافت.

حالا که این اعداد و ارقام را خواندید، اندازه و قدرت پردازنده‌های جدید گرافیکی انویدیا باید برایتان قابل توجه باشد. مساحت سیلیکون به‌کاررفته در این پردازنده ۷۵۴ میلی‌متر مربع است که نسبت به نسل قبلی یعنی RTX 1080 Ti با مساحت ۴۷۱ میلی‌متر مربع بسیار بزرگ به حساب می‌آید. 

بهبود حافظه و Shading

می‌خواهیم قبل از اینکه به بررسی هسته‌های Tensor و RT برسیم، به بهبودهای صورت‌گرفته در عملکرد حافظه نسل جدید بپردازیم.

RTX 2080

انویدیا مدعی است که GeForce RTX 2080‌ می‌تواند در بازی‌های معمولی تا ۵۰ درصد بهتر از GTX 1080 عمل کند. بسیاری از مقایسه‌ها درمورد بازی‌هایی انجام شده که دارای HDR هستند و پردازنده‌های سری GTX 10 را به زحمت می‌اندازند. انویدیا می‌گوید پردازنده‌های جدید RTX 2080‌ در بازی‌هایی که از فناوری DLSS پشتیبانی می‌کنند، عملکردی تا دو برابر بهتر از خود نشان می‌دهند و می‌تواند تا ۶۰ فریم بر ثانیه را برای بهترین بازی‌ها با رزولوشن ۴K و HDR خروجی بدهد.

البته باید این ادعا را در عمل نیز مورد آزمایش قرار داد. این شرکت مقایسه‌ای در مورد برتری نسل جدید با نسل قبلی در بازی‌هایی که HDR ندارند انجام نداده است و معلوم نیست در شرایط عادی پردازنده‌های سری RTX 20 چقدر نسبت به نسل قبلی خود برتری داشته باشند. همچنین انویدیا مشخص نکرده در آزمایش‌های انجام داده برای نشان دادن قدرت پردازشی کارت گرافیک جدید تنظیمات گرافیکی بازی‌ها را در چه وضعیتی قرار داده است.

از آن‌جایی که می‌دانیم احتمالا سری جدید RTX 20 در شرایط معمولی کارایی‌اش حداقل برابر با نسل قبلی خواهد بود در حالی که ۲۰ درصد هسته‌های CUDA‌ کمتری دارد، بنابراین هسته‌های CUDA بهبودهایی در عملکرد خود داشته‌اند.

Turing Concurent execution

همه‌چیز آنقدرها هم جدید نیست. انویدیا در سری جدید پردازنده‌های گرافیکی‌اش از همان پردازنده‌های چندگانه (MultiProcessor) به کار رفته در نسل قبلی (با اندکی بهبود) استفاده کرده است. در پس این پردازنده، این شرکت همچنین یک پایپ‌لاین اعداد صحیح جدید (از نوع INT32) را در کنار پایپ‌لاین قبلی از نوع اعداد شناور (FP32) که برای Shading‌ مورد استفاده قرار می‌گیرید اضافه کرده است.

مقاله‌های مرتبط:

آن‌طور که انویدیا می‌گوید هنگام اجرای بازی‌ها، به ازای هر ۱۰۰ عمل اعداد شناوری به صورت میانگین ۳۶ و گاهی تا ۵۰ عمل اعداد صحیح پردازش می‌شود. بنابراین اضافه کردن یک خط پردازشی اعداد صحیح می‌تواند مسئولیت پردازش این عملیات به صورت موازی با خط پردازش شناور بر عهده بگیرد. بنا به گفته Jonah Alben معاون مهندسی پردازنده‌های گرافیکی انویدیا، این امر موجب می‌شود بهبود بزرگی در سرعت پردازش اتفاق بیفتد.

انویدیا همچنین نحوه ارتباط و به‌کارگیری پردازنده‌های چندگانه با حافظه‌های کش را دگرگون کرده است. در معماری تورینگ، SMها از یک حافظه یکنواخت کش سطح ۱ (L1) و به صورت اشتراکی استفاده می‌کنند که توسط یک حافظه کش سطح ۲ با ظرفیت دو برابر معماری پاسکال پشتیبانی می‌شود. این به معنی داشتن حافظه کش سطح یک با ظرفیت سه برابری و پهنای باند دو برابری نسبت به نسل قبلی GTX 10 است.

Turing Catch and memory

به همه این‌ها، ادعای انویدیا مبنی بر این‌که پردازنده‌های تورینگ عملیات معمول Shading را ۵۰ درصد بهتر از معماری پاسکال انجام می‌دهند را نیز اضافه کنید. این امر یک دستاورد بسیار عظیم در معماری جدید به حساب می‌آید. البته همان‌طور که در نمودار دیده می‌شود بهبود صورت گرفته در هر بازی ممکن است بسته به نوع و نحوه استفاده از منابع متفاوت باشد.

Turing vs Pascal

در بازی‌ها فقط حجم عملیات Shading نیست که سرعت اجرا را تعیین می‌کند. پهنای باند حافظه نیز می‌تواند به صورت مستقیم روی کیفیت اجرای بازی تأثیر بگذارد. معماری تورینگ فناوری فشرده‌سازی حافظه‌ی پاسکال را بهبود داده و همچنین برای اولین بار در RTX 2080 و RTX 2080 Ti از حافظه‌های GDDR6 شرکت مایکرون استفاده شده است که دارای پهنای باند ۱۴ گیگابیت در ثانیه‌ بوده و نسبت به نسل قبلی یعنی GDDR5X حدود ۲۰ درصد مصرف توان کمتری دارد. همچنین انویدیا در معماری تورینگ تداخل اطلاعات را ۴۰ درصد کاهش داده است.

Turing bandwidth

همه این‌ها در کنار هم، بهبودی ۵۰ درصدی در پهنای باند حافظه را برای پردازنده RTX 2080 Ti نسبت به GTX 1080 Ti به ارمغان آورده است. در دنیای واقعی این بهبود موجب می‌شود پهنای باند کارت‌های حافظه جدید به ۶۱۶ گیگابایت بر ثانیه برسد که نسبت پردازنده‌های قبلی با پهنای باند ۴۸۴ گیگابایت بر ثانیه در همان اسلات یک پیشرفت بزرگ به حساب می‌آید. این قدرت را مدیون حافظه‌های نسل جدید GDDR6 هستیم.

فناوری‌های جدید تورینگ برای Shading

همانطور که از معرفی یک معماری جدید انتظار می‌رود، انویدیا مجموعه‌ای از فناوری‌های جدید رونمایی کرده که توسعه‌دهندگان و بازی‌سازها می‌توانند از آن‌ها برای بهبود کارایی و جلوه‌های تصویری استفاده کنند.

Turing mesh shaders

فناوری Mesh Shading می‌تواند بخشی از بار پردازنده اصلی (CPU) را در حین ساختن تصاویر پیچیده بصری با ده‌ها هزار شئ به دوش بکشد. این فناوری از دو طبقه Shader تشکیل شده است. یک سطح، وظیفه‌ی تشخیص بخش‌هایی از صحنه را دارد که نیاز به رندر شدن دارند و سطح دیگر تشخیص می‌دهد هریک از این بخش‌ها به چه میزان جزییات نیاز دارند. برای مثال اشیاء نزدیک به جزییات بیشتر و اشیاء دور به جزییات کمتری در رندر نیازمند هستند.

انویدیا قدرت فناوری Mesh Shading را با یک دمو بسیار قابل توجه از پرواز یک سفینه فضایی با بیش از ۳۰۰ هزار فضانورد نمایش داد. دمو با نرخ رفرش ۵۰ فریم بر ثانیه به روز می‌شود. میزان جزییات این صحنه بسیار زیاد بود اما فناوری انویدیا توانسته بود با تشخیص صحیح، تعداد مثلث‌های رسم شده را از ۳ هزار میلیارد عدد ممکن به ۱۳ هزار عدد مؤثر کاهش دهد که کار خارق‌العاده‌ای است.

Turinf variable rate shaders

نرخ Shading متغیر در واقع نسخه‌ی توسعه‌یافته Shading چند وضوحی است که انویدیا سال‌هاست از آن استفاده می‌کنند. چشم انسان تنها می‌تواند نقاطی که بر روی آن‌ها تمرکز کرده است را با کیفیت بالا ببیند. فناوری انویدیا از این خاصیت چشم استفاده کرده و تنها اشیائی که توسط چشم دنبال می‌شوند را با حدکثر جزییات رندر می‌کند و سایر اشیاء را به ترتیب اولویت و میزان توجه چشم با کیفیت کمتری به نمایش در می‌آورد.

فناوری دیگر انویدیا با عنوان Shading وفق‌پذیر با محتوا نیز به صورت مشابهی عمل می‌کند با این تفاوت که در این روش بخش‌هایی از صفحه که دارای جزییات کمتر یا تکرار رنگ‌های بیشتری هستند با وضوح کمتری رندر می‌شود. در یک آزمایش، بازی ولفنشتاین ۲ در دو حالت فعال و غیرفعال این قابلیت اجرا شد. در حالی که متوجه تغییر گرافیک در این دو حالت نمی‌شدیم آلبن گفت در حالت فعال این فناوری بیش از ۲۰ درصد افزایش در نرخ به‌روز رسانی صفحه داشته است.

این فناوری همچنین می‌تواند در واقعیت مجازی برای بهبود وضوح تصویر و سرعت به‌روز رسانی صفحه به کار گرفته شود. یکی دیگر از فناوری‌های مفید برای واقعیت مجازی قابلیت رندر چند نمایی (Multi View Rendering) است. این فناوری که در واقعه توسعه قدیمی‌تر انویدیا است به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد یک صحنه را به صورت هم‌زمان از چند زاویه‌ی دید یا زاویه‌های مختلفی از یک شئ را در یک عملیات رندر کنند.

و در نهایت انویدیا فناوری Shading حوزه بافت (Texture Space Shading) را معرفی کرده است که به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد به جای رندر یک صحنه، تمام محیط اطراف یک شئ را رندر کنند تا به این ترتیب به آن‌ها امکان دهد با یک بار رندر کردن تمام فضا آن را در فریم‌ها و پرسپکتیور‌های مختلف مورد استفاده قرار دهند.

تورینگ چگونه فریم‌ها را پردازش می‌کند؟

برای یک معماری استاندارد پردازنده گرافیکی، شاید همین اطلاعات کافی باشد، اما برای تورینگ نه! جزییات و ویژگی‌های فراوانی باقی مانده که به آن‌ها بپردازیم. اما قبل از این‌که بیشتر جلو برویم بیایید یک بار روند پردازش یک فریم در این معماری را با هم مرور کنیم. 

Turing new standard

هسته‌های RT معماری تورینگ

بیایید بررسی موشکافانه معماری جدید را با هسته‌های RT شروع کنیم. آن‌طور که به نظر می‌آید RT مخفف عبارت رهگیری پرتو (Ray Tracing) است (اگر چه انویدیا هرگز درباره این نام توضیحی نداده است). همان‌طور که از این نام بر می‌آید، این هسته‌ها برای بهبود قابلیت رهگیری پرتو (قابلیتی که با ردگیری شعاع منابع نوری، تأثیر و بازتاب آن‌ها بر روی اجسام را به صورت دقیق شبیه‌سازی می‌کند) طراحی شده‌اند. این قابلیت یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های پردازنده‌های گرافیکی سری ۲۰ انویدیا به حساب می‌آید – و شاید به همین دلیل باشد که پردازنده‌های جدید عبارت GTX را دیگر همراه خود ندارد -.

 

اما احتمالا می‌دانید که پیاده‌سازی چنین قابلیتی در بازی‌ها برای کارت گرافیک چقدر پرهزینه است. حتی وجود هسته‌های اختصاصی RT نیز نمی‌تواند رهگیری پرتو واقعی را به بازی‌ها بیاورد. کاری که این هسته‌ها انجام می‌دهند به نوعی شبیه‌سازی این قابلیت است. اتفاقی که در واقع رخ می‌دهد این است که پردازنده گرافیکی ابتدا صحنه را بر اساس روش‌های معمول رندر می‌کند، سپس هسته‌های RT تأثیر نور، سایه‌ها و بازتاب‌ها را بر روی صحنه رندر شده بازسازی می‌کنند. نتیجه این روش بسیار خوب و قابل توجه از آب در می‌آید.

نحوه پیاده‌سازی رهگیری پرتو‌ از طریق محدود کردن حجم محاسبات در طی چند مرحله (Bounding volume hierarchy) است. در این روش پردازنده ابتدا بررسی می‌کند که کدام اشیاء در معرض تابش نور قرار گرفته‌اند. سپس به جای آن‌که تمام شئ را به مثلث‌ها تبدیل کرده و رندر کند، آن را به تعدادی مکعب تقسیم می‌کند و بررسی می‌کند که کدام مکعب‌ها در معرض شعاع نور هستند. سپس بار دیگر آن مکعب‌ها را بررسی و آن‌هایی که در معرض نور هستند به مکعب‌های کوچکتر تبدیل می‌کند و این روند را آن‌قدر ادامه می‌دهد تا به کوچک‌ترین مکعب‌های ممکن برسد. در آخرین مرحله محدوده هریک از مکعب‌ها را به مثلث تبدیل کرده و تأثیر نور بر آن‌ها را اعمال نموده و نتیجه کار را به شئ اصلی برمی‌گرداند.

Turing BHV algorithm

این روش به پردازنده گرافیکی امکان می‌دهد به جای پردازش دقیق میلیون‌ها مثلث، تنها تعدادی از مثلث‌ها را که در معرض پرتو نور قرار گرفته‌اند پردازش کند. اما انجام این عملیات در معماری پاسکل تقریبا غیرممکن است. چرا که واحد‌های Shader در معماری پاسکال باید هزاران دستور نرم‌افزاری شبیه‌سازی شده را برای پیدا کردن مکعب‌های نهایی انجام دهند و سپس عملیات شبیه‌سازی تأثیر نور را بر روی آن‌ها اجرا کنند. اما معماری تورینگ به صورت دیگری عمل می‌کند. هر Shader یک پرتو نور را اعمال می‌کند و به جای این‌که از طریق شبیه‌سازی نرم‌افزاری، یک هسته RT‌ را مامور پیدا کردن مثلث‌ها می‌کنند. در این مدت Shader آزاد است تا عملیات دیگری انجام دهد.

Turing Ray Tracing

هسته‌های RT از دو بخش تشکیل شده است. ابتدا بخش اول به ارزیابی تمام مکعب‌ها در سلسله مراتب روش BHV می‌پردازد تا به آخرین سطح از مثلث‌ها دست یابد، سپس بخش دوم آزمایش‌های تقاطع مثلث‌های تحت تأثیر را انجام می‌دهد (Perform ray-triangle intersection tests). در نهایت نتایج به دست آمده به  Shader‌ها ارسال می‌گردد تا عملیات پردازش تصویر را انجام دهند.

Turing with RT cores

روش انویدیا در تقسیم وظایف بین دو بخش برای انجام عملیات رهگیری پرتو باعث شده نتیجه بسیار شگفت‌انگیزی رقم بخورد. انویدیا می‌گوید نسل پردازنده‌های گرافیکی GTX 1080 Ti در بهترین حالت می‌توانستند به پردازش ۱/۱ میلیارد پرتو در ثانیه برسند در حالی که پردازنده گرافیکی جدید RTX 2080 Ti‌ می‌تواند در هر ثانیه بیش از ۱۰ میلیارد پرتو را پردازش کند و این یعنی پردازش بلادرنگ پرتو – چیزی که تا پیش از این تصور می‌کردیم صنعت بازی سال‌ها با آن فاصله داشته باشد – حاصل فناوری هیبرید Geforce RTX است.

هسته‌های Tensor و NGX

آنطور که انویدیا می‌گوید هسته‌های Tensor به صورت اختصاصی برای استفاده در هوش مصنوعی توسعه داده شده‌اند.

هسته‌های Tensor به صورت اختصاصی برای اجرای عملیات برداری/ماتریسی که هسته اصلی محاسبات یادگیری عمیق است طراحی شده‌اند.

در واقع Geforce RTX 20180 Ti ‌ و RTX 2080 اولین پردازنده‌های گرافیکی هستند که دارای هسته‌ی تنسور هستند. این هسته‌ها پیش از این در پردازنده‌های گران‌قیمت اختصاصی مراکز داده انویدیا (ولتا) دیده شده بودند. برخلاف ولتا، هسته‌های Tensor جدید دارای دو حالت INT4 و INT8 مورد استفاده در محاسبات غیر گرافیکی (که سطوحی از کوانتیزه شدن اعداد در آن‌ها امکان‌پذیر است) هستند. در واقع می‌توان گفت حالت FP16 در بازی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و کاربرد دو حالت جدید در عملیات و محاسبات هوش مصنوعی است. البته عملیات اعداد شناور در بازی‌ها بسیار ضروری و تأثیرگذار است و معماری تورینگ می‌تواند تا ۱۱۴ ترافلاپس از این نوع عملیات را در ثانیه اجرا کند.

Turing tensor cores

خب تا اینجا فقط تعدادی اعداد و ارقام و اصطلاحات درباره هسته‌های تنسور گفته‌ایم. واقعا این هسته‌ها چکار می‌کنند؟ این هسته‌ها از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند تا نتیجه‌ی رهگیری پرتو را بهبود ببخشد. در واقع می‌توان گفت رهگیری بلادرنگ پرتو چیز تازه‌ای نیست. شاید سال‌هاست که این پردازش در بازی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما همیشه به علت عدم توانایی پردازنده‌های گرافیکی در اجرای کامل و دقیق آن، دچار ضعف بوده و کیفیت پایینی داشته است. حالا انویدیا با استفاده از یادگیری ماشین و هسته‌های تنسور ضعف‌ها و کمبودهای موجود را رفع می‌کند.

این تنها کاربرد هسته‌های تنسور نیست. انویدیا کاربردهای جذاب دیگری نیز برای آن در نظر گرفته است:

هسته‌های NGX برای به‌کارگیری یادگیری عمیق طراحی شده‌اند تا بتوانند مجموعه‌ای از خدمات مبتنی بر شبکه‌های عصبی مورد استفاده در هوش مصنوعی برای بهبود کارهای گرافیکی، رندر و هر کاربرد دیگر در سمت کاربر را اجرا کنند.

Turing tensor cores

این شرکت ابررایانه Saturn V خود را به‌کار گرفته تا هوش مصنوعی را برای هرچه بهتر کردن بازدهی هسته‌های NGX آموزش دهد و سپس شبکه‌ی عصبی تربیت شده را هنگام نصب برنامه Nvidia experience به رایانه کاربران منتقل کند. پس از نصب این برنامه این هسته‌ها برای تطبیق هرچه بیشتر هوش مصنوعی انویدیا با رایانه شما بیشتر و بیشتر آن را آموزش می‌دهند.

NVIDIA NGX

برخی از قابلیت‌های NGX تاکنون به نمایش گذاشته شده است. برای مثال می‌توان به الگوریتم ساخت ویدئو بسیار آهسته (Super Slow-mo) از روی ویدئوهای معمولی، یا حذف اشیاء در تصاویر و جایگزینی خودکار آن‌ها با المان‌های موجود در تصویر اشاره کرد. ایده جالبی‌ست که بتوانید به صورت خودکار دکل‌های انتقال برق را از منظره‌ی عکس خود حذف کنید و جای آن تصویری از ابرهای موجود جای آن بگذارید، نه؟

کاربرد بسیار جذاب دیگری که توسط انویدیا ارائه شده، امکان افزایش رزولوشن و کیفیت تصاویر معمولی و بی‌کیفیت است. انویدیا با استفاده از هوش مصنوعی و با تشخیص اجزا به کار رفته در تصویر، پیکسل‌های لازم را به تصویر اضافه می‌کند. می‌توان گفت الگوریتم انویدیا این کار را بسیار خوب (تقریبا به بهترین شکل) انجام می‌دهد. این شرکت مدعی‌ست پردازنده‌های جدیدش می‌تواند به صورت بلادرنگ یک ویدئوی ۱۰۸۰p را به ۴K تبدیل کنند.

AI Super REZ

NGX videos frame

اما شاید بتوان بهترین ویژگی برگرفته از هسته‌های NGX‌ را یادگیری عمیق نمونه‌برداری بسیار بالا (Deep Learning Super Sampling یا DLSS) که به کارت گرافیک قدرت رندر تصاویر با لبه‌های بسیار شفاف‌تر به وسیله‌ی اجرای دقیق‌تر الگوریتم‌های Anti-Aliasing با هزینه کمتر دانست. انویدیا در مقاله‌ای توضیح داده این قابلیت چطور کار می‌کند:

راز موفقیت DLSS در روند آموزش شبکه عصبی آن و یافتن بهترین روش برای دستیابی به خروجی ایده‌آل است. ما ابتدا مجموعه‌ای از تصاویر را با ۶۴ آفست مختلف رندر می‌کنیم و سپس با ترکیب این ۶۴ تصویر یک نمونه ایده‌آل از تصویر مورد نظر تهیه می‌کنیم. سپس ورودی خام را به شبکه DLSS می‌دهیم و شبکه را تحت آموزش قرار می‌دهیم تا با مقایسه خروجی‌های خود با خروجی ایده‌آل نواقص آن را کشف و با به‌روزرسانی وزن‌های شبکه عصبی ایرادها را رفع نماید. در انتها این شبکه پس از تکرار فراوان روند آموزش، یاد می‌گیرد چگونه نزدیک‌ترین خروجی به تصویر ایده‌آل را بسازد و در عین حال از پیش آمدن ایرادهایی مانند ماتی، نویز، عدم شفافیت و… جلوگیری کند.

علاوه بر روش ذکر شده که ما آن را DLSS استاندارد می‌نامیم، روش دیگری با عنوان DSLL 2x نیز طراحی کرده‌ایم که در آن تصویر به دست آمده از DLSS استاندارد را با شبکه DLSS بزرگتری دیگری ترکیب می‌کنیم تا خروجی‌ای بسیار نزدیک به خروجی به دست آمده از روش ۶۴x به دست آید. با این ترتیب به تصویری می‌رسیم که دست‌یابی به آن به روش‌های قبلی غیرممکن است.

Turing DLSS

توسعه‌دهندگان باید پشتیبانی از NGX را به بازی‌های خود اضافه کنند. برای این کار انویدیا یک API و SDK در اختیار آن‌ها قرار داده است. البته قرار نیست آن‌های NGX را آموزش دهند، چرا که انویدیا خود این کار را می‌کند، چنان‌که به گفته تونی تاماسی (Tony Tamasi) معاون محتوا و فناوری انویدیا، آن‌ها توانسته‌اند در کمتر از یک روز NGX را با تمام بازی‌های موجود تطبیق دهند.

نمایشگر و ویدئو

مقاله‌های مرتبط:

و در نهایت می‌رسیم به بخش مدیریت نمایشگر پردازنده‌های جدید. انویدیا در پردازنده‌های گرافیکی Geforce RTX 2070 ،۲۰۸۰ ،۲۰۸۰ Ti پشتیبانی از VirtualLink را برای انتقال تصویر، صدا و سایر داده‌های مورد نیاز در هدست‌های واقعیت مجازی از طریق USB-C افزوده است. معماری تورینگ همچنین از HDR بومی با تأخیر اندک به همراه Tone mapping تا رزولوشن ۸K و نرخ به‌روز رسانی ۶۰ فریم بر ثانیه روی دو نمایشگر پشتیبانی می‌کند. انویدیا همچنین بهبودهایی در نحوه‌ی Encoding ‌و Decoding ویدئوها داده که می‌تواند برای علاقه‌مندان به پخش زنده فیلم و ویدئو جالب باشد. جزییات بیشتر را در تصویر زیر می‌توانید ببینید.

Turing DLSS

در این مقاله سعی کردیم نگاهی عمیق داشته باشیم به پیشرفت‌ها و امکانات جدید که انویدیا در مرکز پردازنده‌های گرافیکی جدید خود قرار داده است. منتظر می‌مانیم تا این غول‌های پردازشی به دستمان برسد و آن‌چه توصیف شده را با چشم خودمان ببینیم.


شما مخاطبين عزيز سايت وی ای پی مدیا از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت وی ای پی مدیا.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : سرگرمی
  • بازدید :


سلام خدمت مخاطبين وی ای پی مدیا در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

در قسمت‌های قبلی فیزیک کلاسیک و مسائل مربوط به آن را به شکل کاملی تحلیل و بررسی کردیم. اگر به خاطر داشته باشید، در آخرین بخش مقاله‌، مختصر توضیحی درباره‌ی نارسایی‌های فیزیک کلاسیک و دلایل ایجاد فیزیک کوانتوم دادیم. حال در نظر داریم، در ابتدای قسمت جدید این مجموعه، نارسایی‌های فیزیک کلاسیک را به شکل جامع‌تری بیان کرده و گام به گام با چرایی ایجاد فیزیک کوانتوم آشنا شویم و درباره‌ی آن بیشتر بدانیم.

پیش از شروع به خواندن این قسمت، به عنوان نویسنده این مقاله، برخود لازم می‌دانم که اندک توضیحاتی درباره‌ی این قسمت و قسمت‌های آتی بدهیم.

همان‌طور که پیشتر نیز گفته‌ایم، فیزیک علم طبیعت است، یعنی یک موجود زنده که از فهم برخوردار باشد، فیزیک را می‌بیند و لمس می‌کند. گرچه فیزیک بدون ریاضی بی معناست!

چرا که ریاضی زبان فیزیک است، اما از آنجایی که پدیده‌های جهان ابتدا وجود داشته‌اند، مشاهده و درک شده‌اند و سپس برای آن‌ها مبانی ریاضیاتی تعریف شده است، با اندکی تلاش می‌توان مباحث مربوط به فیزیک کلاسیک را، با اجتناب از وارد شدن در مبانی ریاضی(که هدف تالیف این مجموعه است) توضیح داد. اما وارد شدن به دنیای فیزیک کوانتوم و پرهیز از مبانی ریاضی اجتناب ناپذیر است. چرا که دنیای فیزیک کوانتوم، به غایت انتزاعی و ذهنی است. همان‌طور که شاید خودتان نیز بدانید، بحث‌ها و منازعات اصلی فیزیکدانان بزرگ نظیر؛ فاینمن، اینشتین، بور و … همه و همه در مبانی کوانتوم بوده است و عامل تمامی این اتفاقات یک دلیل ساده است؛ فهم کامل فیزیک کوانتوم ناشدنی است!

فهم کامل فیزیک کوانتوم ناشدنی است

با این وجود، ما تمامی تلاش خود را به کار گرفته‌ایم که با اجتناب از درگیری با مبانی ریاضی، به تفسیر و توضیح موضوعات بپردازیم، در جاهایی که مبانی ریاضی ساده بوده‌اند، آن‌ها را نوشته‌ایم که خواننده متوجه بشود دقیقا از چه متغیرهایی سخن می‌گوییم و در جاهایی که محاسبات شامل حل معادلات دیفرانسیلی و انتگرال‌های پیچیده بوده است، از تمامی آن‌ها گذر کرده‌ایم و تنها به اعلام نتیجه‌ی نهایی اکتفا کرده‌ایم. به همین منظور، اگر یک طرفدار پر و پا قرص علم هستید و در عین حال چرایی موضوعی را متوجه نشدید، می‌توانید با گذری کوتاه به کتاب‌های مختلف و معتبر کوانتوم یا حتی جست و جو در سطح وب، به مبانی ریاضی موضوع دست پیدا کنید.

در این قسمت از مجموعه، که به صورت اختصاصی به نارسایی‌های فیزیک کلاسیک و گام‌های آغازین فیزیک کوانتوم می‌پردازیم، استفاده از ریاضیات بیش از پیش حس می‌شد. چرا که در حالت کلی شما، تنها برای درک یک موضوع نیاز به دانستن صفر تا صد ریز موضوعات آن مطلب دارید، حال اگر بخواهید، نارسایی موضوعی را پیدا کنید و برای حل آن راهکاری ارائه دهید، باید علاوه بر دانستن صفر تا صد ریز موضوعات بر تمامی مطالب مرتبط با آن موضوع نیز اشراف کامل داشته باشید، که مبانی ریاضی یکی از اصلی‌ترین ارکان آن است.

با این وجود، تمامی تلاش بر این هدف گذاشته شده است، که مخاطبی که به علم علاقه‌مند است و در عین حال پایه‌ی ریاضیاتی قوی ندارد، بتواند مفاهیم و مباحث مطرح شده را درک کند و از فهم آن‌ها لذت ببرد.

امیدوارم که در این راه موفق شده باشم.

حال به ادامه‌ی مقاله می‌پردازیم؛ پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم دوره‌ی بحران در فیزیک بود. یک رشته نتیجه‌های تجربی مشاهده شده‌بود، که نیازمند مفاهیمی نوین برای توجیه بودند، چرا که کاملا با فیزیک کلاسیک ناسازگاری داشتند. پیشرفت این مفاهیم، در یک مجموعه‌ی جذاب از حدس‌های اساسی و آزمایش‌های درخشان، در نهایت به نظریه کوانتومی منجر شد. بررسی این مفاهیم جدید اسرارآمیز بودن گذار به نظریه کوانتومی را برای شما کمتر خواهد کرد و به نیکی متوجه چرایی ایجاد فیزیک کوانتومی خواهید شد.

تابش جسم سیاه

تمامی مواد با دمایی بیش از صفر مطلق، از خویش تابش گرمایی ساطع می‌نمایند. در حالت تعادل، نور گسیل شده تمام طیف بسامدها را با یک توزیع طیفی در بر می‌گیرد، که هم به بسامد نور، یا معادل آن طول موج، بستگی دارد و هم به دما.

در اینجا کمیتی به نام توان گسیل را معرفی می‌کنیم، که برابر انرژی گسیل شده در طول موج λ در واحد سطح و در واحد زمان است. پژوهش نظری در حوزه‌ی تابش گرمایی در سال ۱۸۵۹ با کار گوستاو کیرشهوف آغاز شد، که نشان داد به ازای یک طول موج معین، نسبت توان گسیل E به ضریب جذب A، که بنا به تعریف کسر تابش فرودی، با طول موج λ است که جسم جذب می کند، برای تمام جسم‌ها یکسان است.

کیرشهوف دو صفحه‌ی گسیلنده و جذب‌کننده‌ی موازی در نظر گرفت و از شرط تعادل نشان داد که به ازای هر λ، انرژی گسیل شده، با انرژی جذب شده برابر است. یعنی نسبت‌های  E/A باید برای این دو صفحه یکسان باشند. اندکی پس از آن، او دریافت که برای جسم سیاه، که بنا به تعریف به سطحی گفته می‌شود، که تمام تابش فرودی را کاملا جذب میکند و در نتیجه برای آن ۱=A  است، تابع توان گسیل، یک تابع جهانی است.

برای مطالعه این تابع، لازم است که بهترین چشمه ممكن تابش جسم سیاه را به دست آوریم. یک حل عملی این مسئله بررسی تابش گسیل شده از یک روزنه کوچک در محفظه‌ای است که تا دمای T گرم شده است. باتوجه به ناکاملی‌های سطح داخلی کاواک، واضح است که هر تابشی که به روزنه فرود می‌آید، دیگر نمی تواند از آن خارج شود. بدین ترتیب، سطح روزنه تقريبا یک جذب کننده کامل است و در نتیجه تابش ناشی از آن، واقعا تابش جسم سیاه است. اگر روزنه به اندازه کافی کوچک باشد، این تابش همان تابشی است که به دیواره‌های کاواک فرود می‌آید. بنابراین دانستن توزیع تابش، داخل کاواکی که دیواره های آن در دمای T هستند ضروری است.

کیرشهوف نشان داد که، بنا به قانون دوم ترمودینامیک، تابش داخل کاواک-برای هر طول موج- باید همسانگرد باشد، یعنی شار مستقل از راستا است و همچنین همگن است؛ یعنی در هر نقطه یکسان و باید برای تمام کاواک‌های با دمای مساوی یکسان باشد. او با استفاده از استدلال‌های ساده هندسی، نشان داد که ارتباط مستقیمی میان چگالی انرژی و توان گسیل وجود دارد.

پس از کیرشهوف، ویلهلم وین به شکل دقیق‌تری بر روی مبحث چگالی انرژی کار کرد، نتایج تحقیقات او منجر به پیداش قانون جابه‌جایی وین شد.

قانون جابه‌جایی وین رابطه‌ی میان طول موجی که تابندگی آن بیشینه است، با دمای جسم را نشان می‌دهد. آزمایش‌ها نشان می‌دهد که میان طول موج λ و دمای جسم(T برحسب کلوین) رابطه‌ی زیر برقرار است.

۰/۰۰۲۸۹۸= مقدار ثابت = Tλm  که ثابت جابجایی وین نامیده می‌شود.

واژه‌‌ی جابه‌جایی در این قانون به چگونگی حرکت یا جابه‌جایی بیشینه‌ی تابندگی با تغییر دمای جسم سیاه مربوط است. پس از وین، ادامه این مسیر را افرادی نظیر جان ویلیام استروت، لرد رایلی و جیمز جینز پیش بردند.

لرد رایلی در سال ۱۹۰۰ قانون جدید خود برای تابش طیفی را ارائه داد، جیمز جینز یک اشتباه جزئی در محاسبه‌ی رایلی را تصحیح کرد تا در نهایت این قانون به اسم رایلی-جینز ارائه شود.

اما دیری نپایید، که ضربات وحشتناکی به ساختار این رابطه وارد گردید. قانون رایلی۔جینز در بسامدهای زیاد، برخلاف فرمول وین، با آزمایش توافق ندارد، اما در بسامدهای کم بر منحنی تجربی منطبق است. قانون رایلی۔جینز اساسا نمی‌تواند درست باشد، زیرا چگالی انرژی کل (انتگرال چگالی انرژی روی تمام بسامدها) را بی‌نهایت پیش بینی می‌کند.

 فاجعه‌ی فرابنفش یا فاجعه رایلی جینز اشاره به نتیجه‌ای دارد که ناشی از اصول فیزیک کلاسیک تقسیم مساوی انرژی و تابش نوسانگرهای باردار برای توضیح تابش جسم سیاه در طول موج‌های کوتاه است. تابع توزیعی که بر این اصول پایه‌گذاری شده به نام قانون رایلی-جینز متناسب با معکوس توان چهارم طول موج() نمی‌تواند در محدوده فرکانس‌های پایین تابش جسم سیاه را به درستی توضیح دهد و از منحنی واگرا می‌شود از آنجا که این تابع بر مبنای اصول پذیرفته شده و اساسی فیزیک کلاسیک طرح شده بود و اینکه هنوز در آن زمان اصول کوانتوم فیزیک تدوین نشده بود این نتیجه ضربه‌ی سختی بر شالوده فیزیک کلاسیک بود که موجب زیر سؤال بردن اصول بدیهی فیزیک کلاسیک گردید.

مکانیک کوانتوم

پس از وقوع فاجعه‌ی فرابنفش، ماکس پلانک اولین بار برای حل مسئله‌ی تابش جسم سیاه ثابت پلانک را معرفی کرد. مفهوم جسم سیاه ۴۰ سال پیش از پلانک توسط کیرشهوف مطرح شده بود. وقتی جسم سیاهی در دمای خاصی قرار می‌گیرد، امواج الکترومغناطیس تابش می‌کند. انرژی تابش شده از جسم سیاه با دمای آن بر اساس قانون استفان-بولتزمن تغییر می‌کند. همچنین طیف امواج الکترومغناطیس تابش شده از جسم سیاه در طول موج خاصی که با دمای جسم سیاه رابطه دارد بیشینه می‌شود، که به رابطه‌ی جابجایی وین شناخته می‌شود. نظریه الکترومغناطیس کلاسیک و مکانیک آماری از توضیح این قوانین تجربی عاجز بودند.

پلانک فرض کرد که معادله حرکت نور مجموعه‌ای از نوسانگرهای هماهنگ در همه بسامدهای ممکن است. او می‌خواست با این فرض معادله‌ای برای طیف تابش جسم سیاه به دست بیاورد. در این بین برای بدست آوردن جواب یکتا فرض کرد که انرژی هر N نوسانگر هماهنگ به جای پذیرش مقادیر پیوسته، تنها مقادیر گسسته‌ای را اختیار می‌کند. او نشان داد که برای اینکه بتوان از این روش قانون جابجایی وین را بدست آورد، لازم است که این واحدهای کوچک انرژی با بسامد نوسانگرهای هماهنگ متناسب باشد. این رابطه امروزه به نام رابطه پلانک شناخته می‌شود.

در این فرمول  را ثابت پلانک می‌نامیم. ثابتپلانک، یک ثابت طبیعی در فیزیک است که بیان کننده اندازه کوچکترین واحد انتقال انرژی و از مفاهیم اساسی در مکانیک کوانتومی است. این ثابت به اسم ماکس پلانک فیزیکدان آلمانی نامیده شده است که در سال ۱۹۰۰ میلادی آن را کشف کرد. این ثابت در فیزیک با  نشان داده می‌شود و مقدار آن برابر است با:

در برخی از رشته‌های فیزیک بیشتر به جای  از  (که با نام ثابت کاهیده پلانک یا ثابت دیراک شناخته و اچ بار خوانده می‌شود) استفاده می‌شود:

فرض گسسته بودن انرژی امواج الکترومغناطیس نه تنها مشکل طیف تابش جسم سیاه را حل کرد، بلکه باعث انقلابی در فیزیک قرن بیستم به نام نظریه مکانیک کوانتمی شد.

سال‌ها بعد، در نهایت رابطه‌ی پلانک منجر به این شد که شکل صحیح فرمول تابشی کشف شود. این مسئله را آلبرت اینشتین به کمک دانشمند دیگری به نام ساتیندرا بوز حل کردند. آن‌ها با کار کردن بر روی فوتون‌ها و تحلیل بررسی آن به شکل صحیحی از فرمول دست یافتند، که داده‌های تجربی را تایید کرد.

فوتون در فیزیک، یک ذره بنیادی است که به ‌عنوان واحد کوانتومی نور یا هر نوع تابش الکترومغناطیسی محسوب می‌شود. فوتون نماینده حامل‌های نیرو برای نیروی الکترومغناطیسی است که اثر این نیرو به راحتی هم در سطح ماکروسکپی و هم در سطح میکروسکپی قابل مشاهده است. مانند بقیه ذرات بنیادی بهترین تعریف از فوتون توسط مکانیک کوانتومی ارائه می‌شود؛ که نشان‌دهنده ویژگی دوگانگی ذره و موج است. فوتون دارای اسپین یک است، یعنی از لحاظ ذره‌ای بوزون به حساب می‌آید .تعریف مدرن از خصوصیات فوتون اولین بار توسط البرت انیشتین ارائه شد، این اتفاق به قدری بزرگ بود که جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۲۱ به این نابغه‌ی آلمانی به پاس زحمات او برای فیزیک نوین و مکانیک آماری تعلق گرفت.

تابش میکروموج کیهانی زمینه

به علت پیشرفت‌های ناشی از کشف زمینه‌ای در تابش کیهانی در ناحیه‌ی میکروموج توسط پنزیاس و ویلسون در سال ۱۹۶۴، تابش جسم سیاه در خط مقدم فیزیک قرار گرفت. در اواخر دهه‌ی ۱۹۴۰، جورج گاموف، رالف آلفر و رابرت هرمن بعضی از پیامدهای الگوی مهبانگ(نظریه‌ی بیگ بنگ) آفرینش جهان را مطالعه کردند. کار آن‌ها و محاسباتی که بعدا پیبلس انجام داد، نشان داد که فراوانی کنونی هیدروژن در جهان را تنها به شرطی می‌توان درک کرد، که مقدار زیادی تابش در مراحل کاملا اولیه جهان وجود می‌داشت. انبساط جهان باعث سرد شدن ماده و تابش موجود در جهان شد و وقتی دما به حدود ۳۰۰۰K رسید تابش دیگر برهمکنش عمده‌ای با ماده‌ی جهان نداشت زیرا الکترون‌های آزاد توانستند، با نوکلئون‌ها ترکیب شوند و اتم‌ها را تشکیل دهند. از آن زمان جهان نسبت به تابش شفاف شد و دمای تابش با اندازه جعبه‌ای که حاوی این تابش است، یعنی جهان، به طور خطی افت کرد. مانده‌ی فعلی تابش در چند سال اخیر توسط ماهواره کوبه که توسط ناسا به فضا پرتاب شده (کاوشگر زمینه‌ی کیهانی) مطالعه شده است. همان‌طور که نمودار پایین نیز نشان می‌دهد، طیف با دقت زیاد با توزیع جسم سیاه، مربوط به دمای کنونی ۲/۷۳۵K  مطابقت دارد. این زمینه‌ی تابش جسم سیاه کیهانی داستان مهبانگ را تأیید می‌کند و اطلاعاتی درباره‌ی انبساط جهان و همچنین شرایطی که در زمان واجفت شدگی ایجاد شدند به ما می‌دهد.

مکانیک کوانتوم

تغییرات جزئی دما به صورت تابعی از راستا با حرکت منظومه‌ی شمسی نسبت به مرکز کهکشان، که با حرکت کهکشان ما به سمت خوشه کهکشان‌های ویرگو (توده‌ای از ماده در فاصله حدود ۵۰ میلیون سال نوری) ترکیب شده است، سازگار هستند. سرعت این حرکت از مرتبه ۳۷۰Km/s و ناهمگنی را می توان به انتقال دوپلر وابسته به این حرکت نسبت داد. اگر این اثر را حذف کنیم، دما با دقتی بهتر از ۱ بر روی ۱۰۵ یکنواخت می‌شود. این همگنی، کیهان شناسان را با مسئله‌ای مواجه کرده است. تابش جسم سیاه دریافت شده از یک راستای خاص در آسمان، تابش از آن قسمت آسمان در زمان واجفت شدگی است.(که البته به علت انبساط جهان از آن زمان انتقال به سرخ یافته است) یکسانی طیف‌های تابش در قسمت‌های کاملا مختلف آسمان نشان دهنده‌ی برابری دماها در این قسمت‌های آسمان در زمان واجفت شدگی است، اما چنین ناحیه‌هایی خارج از افق تأثیر یکدیگر هستند. در سال ۱۹۸۱ آلان گوت نظر داد، که مراحل کاملا اوليه‌ی مهبانگ شامل دوره‌ای با افزایش نمایی واقعا سریع بوده است، به طوری که می‌توانیم قسمت‌های مختلف آسمان در زمان واجفت‌شدگی را به یک مبدأ مشترک منسوب کنیم، بدین ترتیب مشکل همگنی فوق‌العاده تا اندازه‌ای کم شد، اما هنوز به سختی قابل تصور بود، که از ناهمگنی‌هایی که باید وجود می‌داشت، تا بذر به هم پیوستن ماده برای تشکیل کهن‌ترین کهکشان‌ها را بپاشند، ردپایی وجود نداشته باشد. بنابراین وقتی به کیهان‌شناسان از طرف گروه کوبه مژده رسید، که ناهمگنی‌هایی در سطح ۶(۱/۱۰) × ۵ (۵ ضرب در ۱۰ به توان منفی۶) در دما یافت شده‌اند، آن‌ها نفسی به آسودگی کشیدند. باید امید داشت که اندازه‌گیری‌های دقیق‌تر برای کمک به درک جزئیات جهان اولیه ادامه یابد.

برای درک بهتر مفاهیم مطرح شده، بد نیست، گریزی به یکی از مفاهیم بنیادی علم نجوم داشته باشیم.

مسئله افق

ناظری که تابش جسم سیاه زمینه را با نگاه کردن به شرق و غرب اندازه‌گیری می‌کند، اثر شرایط در A و B در زمان واجفت‌شدگی را می‌بیند. در الگوی مهبانگ مرسوم، برابری دماها در A و B را نمی‌توان درک کرد، زیرا در زمان مهبانگ (t=۰) مخروط‌های نور گذشته‌ی A و B روی هم نمی‌افتند. داستان تورم فرض می‌کند، که در نخستین دوره پس از مهبانگ، جهان متحمل یک انبساط انفجاری نمایی شده است و در نتیجه هر دو ناحیه در گذشته‌ی A و B از یک ناحيه‌ی قدیمی‌تر و بسیار کوچک‌تر ناشی شده‌اند، که در آن هیچ یک از این دو ناحیه خارج از قلمرو، تحت تأثیر یکدیگر نبوده‌اند. در شکل پایین مقياس ثابتی برای زمان رعایت نشده است، زیرا بازه‌ی میان مهبانگ و اکنون از مرتبه‌ی ۱۰۵ بار بزرگ‌تر از بازه‌ی میان مهبانگ و زمان واجفت‌شدگی است.

مکانیک کوانتوم

اثر فوتوالکتریک

 فرمول پلانک هر چند موفقیت آمیز بود، اما نتیجه‌گیری ماهیت کوانتومی تابش از آن چندان الزامی نیست. بخش عمده‌ای در پذیرفتن آن از کار آلبرت اینشتین حاصل شد، که در سال ۱۹۰۵ با استفاده از مفهوم ماهیت کوانتومی نور، بعضی از خاصیت‌های ویژه فلزات را وقتی در معرض نور مرئی و فرابنفش قرار می‌گیرند، توضیح داد.

کشف اثر فوتوالکتریک با کار هاینریش هرتز در سال ۱۸۸۷ آغاز شد. هرتز وقتی درگیر آزمایش‌های مشهور خود بر روی امواج الکترومغناطیسی بود، مشاهده کرد که اگر دو سر گاف جرقه در برابر نور بنفش ناشی از جرقه در مدار اولیه پوشانده شوند، طول جرقه‌ی القا شده در مدار ثانویه کاهش می‌یابد. مشاهدات او توجه بسیاری را به خود جلب کرد و واقعیت‌های زیر با آزمایش‌های بیشتر به اثبات رسیدند:

١. وقتی یک صفحه‌ی فلزی صیقلی شده در معرض نور قرار می‌گیرد، ممکن است الکترون گسیل کند، اما هیچ یون مثبتی گسیل نمی‌کند.

۲. گسیل الکترون از این صفحه به بسامد نور بستگی دارد. آستانه‌ای وجود دارد که به طور کلی از یک فلز به فلز دیگر فرق می‌کند؛ نور به شرطی می‌تواند جریان فوتوالکتریک تولید کند، که بسامدش بزرگتر از بسامد آستانه‌ی فلز باشد.

۳. بزرگی این جریان، اگر تولید شود، متناسب با شدت چشمه‌ی نور است.

۴. انرژی فوتوالکترون‌ها مستقل از شدت چشمه‌ی نور است، اما با بسامد نور فرودی به صورت خطی تغییر می‌کند.

اگرچه وجود اثر فوتوالکتریک در چارچوب نظريه‌ی الكترومغناطیس کلاسیک قابل درک بود، زیرا می‌دانستند که فلزات دارای الکترون هستند و قابل تصور بود که این الکترون‌ها به علت جذب تابش شتاب بگیرند، اما وابستگی اثر به بسامد در این نظریه قابل توضیح نیست. مدار انرژی که یک موج الکترومغناطیسی حمل می‌کند، با شدت چشمه متناسب است و ربطی به بسامد ندارد.

 علاوه بر این، توضیح کلاسیک اثر فوتوالکتریک، که باید تمرکز انرژی روی تک تک فوتوالکترون‌ها را در آن دخالت داد، مستلزم یک تأخير زمانی اجتناب ناپذیر میان ورود تابش و خروج الکترون است، که هر چه شدت کمتر باشد طولانی‌تر است. در واقع چنین تأخیری حتی با تابش فرودی بسیار کم شدت، هرگز حداقل تا۹۵(۱/۱۰) (۱۰ به توان منفی ۹) ثانیه، مشاهده نشده است

اینشتین تابش را متشکل از کوانتوم‌هایی با انرژی hv در نظر گرفت، که در آن v بسامد نور است. جذب یک کوانتوم منفرد توسط یک الکترون (فرایندی که می‌تواند کمتر از حد بالایی که قبلا ذکر شد طول بکشد) انرژی الکترون را به اندازه hv افزایش می‌دهد. مقداری از این انرژی باید صرف جدا شدن الکترون از فلز شود.

 می‌توان انتظار داشت که این مقدار، W (که تابع کار نامیده می‌شود) از یک فلز به فلز دیگر فرق کند، اما نباید به انرژی الکترون بستگی داشته باشد، بقیه به انرژی جنبشی الکترون تبدیل می‌شود و در نتیجه براساس این تصویر، رابطه زیر باید میان انرژی جنبشی الکترون و بسامد نور  برقرار باشد.

مکانیک کوانتوم

که در آن نمادهای استفاده شده به معنای زیر هستند:

 ثابت پلانک

 بسامد موج

 تابع کار فلز

 انرژی جنبشی الکترون

این فرمول متضمن وجود آستانه و رابطه‌ی خطی میان انرژی جنبشی الکترون و بسامد است. تناسب میان جریان و شدت چشمه را نیز می‌توان برحسب این کوانتوم‌های نور، که بعدها فوتون نامیده شدند توضیح داد؛ چشمه‌ی نور هرچه شدیدتر باشد، فوتون‌های بیشتری گسیل می‌کند و این فوتون‌ها به نوبه‌ی خود می‌توانند الکترون‌های بیشتری آزاد کنند.

رابرت آندروز میلیکان آزمایش‌های مفصلی انجام داد و درستی فرمول اینشتین را به اثبات رساند. آنچه آزمایش‌های میلیکان و پیش از او نشان دادند این بود که، اولا نور گاهی مانند مجموعه‌ای از ذره‌ها رفتار می‌کند و ثانیا  این ذرات می‌توانند، منفردا عمل کنند و در نتیجه می‌توان وجود یک فوتون منفرد را پذیرفت و خواص آن را بررسی کرد. معلوم شده است که تابع کار W از مرتبه چند الکترون ولت است (یکای اندازه‌گیری انرژی است که با نماد e.V نمایش داده‌ می‌شود و اندازه‌ی آن برابر انرژی یک الکترون تحت ولتاژ ۱ ولت است. اندازه‌ی عددی ۱ الکترون‌ولت بر پایه‌ی ژول برابر با ۱۶۰ زپتوژول (zJ)‌است) و این نتیجه را می‌توان به خواص دیگر فلزات مربوط کرد.

اثر کامپتون

 آزمایشی که سر راست ترین، مدرک ماهیت ذره‌ای تابش را در اختیار می‌گذارد، اثر کامپتون است. آرتور هولی کامیون کشف کرد، تابشی با یک طول موج معین (در ناحیه پرتو X ) که از یک ورقه‌ی فلزی می‌گذرد، به گونه‌ای پراکنده می‌شود که با نظريه‌ی تابش کلاسیک سازگار نیست. بنا به نظریه‌ی کلاسیک، سازوکار این اثر عبارت است، از تابش مجدد نور توسط الکترون‌هایی که با تابش فرودی به نوسان واداشته شده‌اند و این اتفاق منجر به پیش بینی شدت مشاهده در زاویه θ به صورت 1 + cos^2(θ) می‌شود، این زاویه به طول موج تابش فرودی بستگی ندارد. کامپتون دریافت که تابش پراکنده در یک زاویه‌ی معین عملا از دو مؤلفه تشکیل می‌شود؛ مؤلفه‌ای که طول موج آن همان طول موج تابش فرودی است و مؤلفه‌ی دیگری که طول موج آن نسبت به طول موج فرودی به مقداری که بستگی به زاویه دارد انتقال پیدا کرده است.

کامپتون با در نظر گرفتن تابش فرودی به صورت باریکه‌ای از فوتون‌ها که هر یک از آنها دارای انرژی hv است و باعث پراکندگی کشسان یک الکترون منفرد می شود، توانست مؤلفه‌ی تغییر یافته را توضیح دهد. در یک برخورد کشسان، هم تکانه و هم انرژی باید پایسته باشند و از این رو باید ابتدا تکانه‌ای به فوتون نسبت دهیم.

در نهایت با انجام پاره‌ای از محاسبات سینماتیکی و ریاضیاتی به رابطه‌ی زیر دست پیدا می‌کنیم که به رابطه‌ی کامپتون مشهور است.

که در آن θ زاویه پراکندگی فوتون است.

اندازه گیری‌های مؤلفه تغییر یافته با این پیش بینی کاملا توافق دارند. خط تغییرنیافته ناشی از پراکندگی از تمام اتم است؛ اگر به جای m جرم اتم را قرار دهیم، انتقال طول موج بسیار کوچک می شود زیرا جرم اتم چندین هزار برابر جرم الکترون است. کمیت h/mc، که بُعد طول دارد، طول موج کامپتون الکترون نامیده می‌شود و اندازه آن برابر است با ۲/۴۲ متر از مرتبه‌ی ۱۲(۱/۱۰).

خواص موجی و پراش الکترون

 در سال ۱۹۲۳، دوبروی از شباهت اصل فرما در اپتیک و اصل کمترین کنش در مکانیک به این نتیجه رسید، که ماهیت دوگانه‌ی موجی-ذره‌ای تابش باید همتایی به صورت ماهیت دوگانه‌ی

ذره‌ای-موجی ماده داشته باشد. بنابراین، ذرات باید در شرایط خاصی خواص موجی داشته باشند و دوبروی رابطه‌ای برای طول موج وابسته به ذره به صورت زیر به دست آورد.

که در آن h ثابت پلانک و p تکانه‌ی ذره است. کار دوبروی توجه بسیاری را به خود جلب کرد و اشخاصی بر آن شدند، تا با مشاهده‌ی پراش الکترون آن را تأیید کنند. مشاهده تجربی این اثر در آزمایش‌های کلینتون جوزف دیویسون و گرمر صورت گرفت. دیویسون و گرمر دریافتند که در پراکندگی الکترون‌ها از سطح یک بلور، پراکندگی ممتازی در بعضی راستاها دیده می‌شود.

شکل پایین تصویر ساده شده‌ای است از آنچه اتفاق می‌افتد. در پراکندگی امواج از یک ساختار دوره‌ای، اختلاف فازی بین امواجی که از صفحه‌های پراکننده مجاور می‌آیند، ایجاد می‌شود. اگر این اختلاف فاز برابر با (۲Πn) باشد، که در آن، n یک عدد طبیعی است، تداخل سازنده روی می دهد.

مکانیک کوانتوم

پس از مشاهده پراش الکترون، که گام مهمی در تکوین مکانیک موجی محسوب می‌شد، آزمایش‌های پراش ذره از آن پس با باریکه‌های مولکول هیدروژن و هلیم و با نوترون‌های کند صورت گرفته‌اند. پراش نوترون مخصوصا در مطالعه ساختار بلورها مفید است. بدیهی است که هیچ راهی برای مشاهده خواص موجی جسمی که اندازه آن بسیار بیشتر از  ۴(۱/۱۰) (۱۰ به توان منفی ۴) سانتی متر است، وجود ندارد. در مورد خواص ذره‌ای تابش، این کوچکی h است، که ویژگی‌های کلاسیک را تعیین می‌کند، به این معنی که جنبه‌های دوگانه تنها وقتی ظاهر می‌شوند، که حاصل‌ضرب تکانه و اندازه از مرتبه h باشد.

الگوی سیاره‌ای رادرفورد

کشف پرتونی توسط هانری بکرل در سال ۱۸۹۶ ابزار لازم برای پرداختن به ساختار اتم را، که مکمل مطالعه‌ی گسیل تابش از اتم‌ها بود، فراهم کرد. ارنست رادرفورد فیزیکدان پیشرو در مطالعه ساختار اتمی بود و نخستین کسی بود که از ذراتی که در واپاشی پرتوزا گسیل می‌شوند، به عنوان پرتابه استفاده کرد. آزمایش‌هایی که هانس گایگر و مارسن در سال ۱۹۰۸ به راهنمایی او انجام دادند و در آن‌ها ذرات آلفا به ورقه‌های نازک برخورد می‌کردند، نشان داد که کسری از ذرات آلفا که به طور شگفت انگیزی عظیم بود، در زاویه‌های بزرگ پراکنده می‌شوند و این نتیجه با پیش بینی‌های مبنی بر الگوی اتمی تامسون كاملا ناسازگار بود. در الگوی تامسون فرض شده است که الکترون‌ها در توزیعی از بار مثبت، که حجم تمام اتم را تشکیل می‌دهد غوطه‌ور هستند. الکترون‌ها ذرات آلفا را منحرف نمی‌کنند، زیرا جرم آن‌ها ۱۰۴ بار کوچکتر است. بنابراین، بار مثبت باید باعث انحراف ذرات آلفا باشد و انحراف بزرگ-زاویه ایجاب می‌کند، که پتانسیل در سطح توزیع بار بزرگ باشد. این به نوبه‌ی خود ایجاب می‌کند، که بار مثبت به ناحیه‌ای بسیار کوچکتر از حجم اتم محدود باشد. رادرفورد الگوی جدیدی را پیشنهاد کرد، که این داده‌ها را توجیه می‌کرد. در این الگو، تمام بار مثبت و تقریبا تمام جرم اتم در ناحیه‌ی کوچکی در وسط اتم متمرکز شده است. این هسته باردار مثبت الکترون‌های باردار منفی را جذب می‌کند و چون قانون نیرو متناسب با معکوس مجذور فاصله است، الكترون‌ها در مدارهای دایره‌ای یا بیضوی حول هسته حرکت می‌کنند.

این الگو اگرچه توجیه کمّی مناسبی برای داده‌های پراکندگی ذرات آلفا به دست می‌داد، اما با دو مشکل حل نشدنی مواجه بود. از آنجا که این الگو مستلزم حرکتی دوره‌ای برای الکترون‌ها بود، نمی‌توانست طیف‌های تابش ناشی از اتم‌ها را توضیح دهد، که ساختار هماهنگ منتظره‌ای (در قیاس با ریسمان مرتعش) ندارند.

این الگو همچنین سازوکاری برای پایداری اتم‌ها نداشت؛ یک الکترون در مدار دایره‌ای یا بیضوی دائما شتاب دارد و بنا به نظریه‌ی الکترومغناطیس باید تابش کند. اتلاف مداوم انرژی با سقوط الكترون‌ها بر روی هسته در مدت زمان بسیار کوتاهی از مرتبه ۱۰(۱/۱۰) (۱۰به توان منفی ۱۰) ثانیه به رمبش اتم منجر می‌شود.

نظریه اتمی بور

بور در پی استقرار در کپنهاک به اندیشه، درباره‌ی جنبه‌های نظری مدل اتم هسته‌دار رادرفورد ادامه داد. این مدل مانند یک منظومه‌ی خورشیدی بسیار کوچک بود، یعنی هسته‌ای در مرکز، به مثابه‌ی خورشید و الکترون‌هایی در حال گردش به گرد آن به مثابه‌ی سیاره‌ها، فیزیکدانان طرح کلی آن را پذیرفته بودند، اما در آن اشکال بزرگی که امروزه آن را ناهنجاری می‌خوانند می‌دیدند. به موجب نظریه‌ی الکترومغناطیس، ذره‌ی باردار و چرخانی مانند الکترون باید در هر دور گردش مقداری انرژی به صورت تابش پخش کند و در نتیجه بخشی از انرژی خود را از دست بدهد. طبق تئوری در چنین حالتی دایره‌ی مسیر باید مارپیچ‌وار تنگ و تنگ‌تر شود و الکترون سرانجام به درون هسته سقوط کند، اما این وضع پیش نیامده و الکترون‌ها به داخل هسته فرو نمی‌ریزند و اتم به مدت نامحدود پایدار باقی می‌ماند. چنین ناهنجاری در رفتار الکترون مغایر با پیش‌بینی نظریه‌ی الکترومغناطیس بود.

بور برای یافتن توضیح مسئله شیوه‌ تازه‌ای به کار برد و گفت؛ تئوری بی تئوری! الکترون تا زمانی که به چرخش ادامه می‌دهد هیچ تابشی از خود به بیرون نمی‌فرستد. او این را در حالی می‌گفت که نظریه و شواهد آزمایشگاهی، هر دو، نشان می‌دادند که وقتی هیدروژن حرارت ببیند، از خود نور تابش می‌کند و عقیده این بود که آن نور از الکترون اتم هم تابش می‌شود. بور در سال ۱۹۱۳ با آن روش به تجسم ساختاری برای اتم دست یافت. بور در توضیح چگونگی رفتار الکترون اظهار داشت، که الکترون دررفتن از مداری به مدار دیگر انرژی، به صورت بسته یا پیمانه‌هایی از انرژی تشعشعی جذب یا تابش می‌کند (چیزی که امروزه فوتون یا کوانتوم نور نامیده می‌شود). هرچه طول موج تابیده کمتر باشد انرژی فوتون آن بیشتر است.

مکانیک کوانتوم

هیدروژن سه خط طیفی روشن به رنگ‌های قرمز، سبز متمایل به آبی و آبی دارد. بور تشریح کرد که این خطوط رنگی واضح طیف همان تابش‌های اتم هیدروژن‌اند. نور قرمز هنگامی تابش می‌شود که الکترون از مدار سوم به مدار دوم بجهد و نور سبز متمایل به آبی مربوط به جهش الکترون از مدار چهارم به دوم است. در آغاز بسیاری از فیزیکدانان مُسن‌تر از جمله جوزف جان تامسون درباره‌ی درستی نظریه‌ی بور تردید کردند، اما رادرفورد از حامیان آن شد به طوری که نظریه‌ی جدید سرانجام پذیرفته شد.

مسئله ذره- موج

پیش از بررسی این مسئله لازم است، که توضیح مختصری درباره‌ی ماهیت آزمایش ذهنی داده شود.

آزمایش ذهنی آزمایشی است، که می‌توان آن را به تصور درآورد، یعنی آزمایشی که با قوانین شناخته فیزیک سازگار است، اما از لحاظ فنی نمی‌توان آن را انجام داد. به عنوان مثال، اندازه‌گیری شتاب ناشی از گرانی در سطح خورشید یک آزمایش ذهنی است، در حالی که اندازه‌گیری انتقال دوبلری برای نور خورشید در سفینه‌ای که با دو برابر سرعت نور حرکت می‌کند بی معنی است، بسیاری از مفاهیم فیزیک کوانتوم از طریق همین آزمایش‌های ذهنی رَد یا اصلاح شدند، که در مقالات بعدی درباره‌ی آن‌ها به شکل مفصل‌تری خواهیم پرداخت.

حال به بررسی مسئله‌ی موجی یا ذره‌ای بودن ذرات می‌پردازیم.

باتوجه به مطالبی که به صورت طبقه‌بندی شده نوشته شده، می‌توان دید این واقعیت که تابش هم خواص موجی و هم خواص ذره‌ای از خود نشان می‌دهد مشکل مفهومی عمیقی را به وجود می‌آورد.

۱. از بحث اثر فوتوالکتریک، به خصوص همبستگی تعداد الکترون‌های گسیل شده با شدت تابش، استنباط می‌شود، که شدت تابش الکترومغناطیسی با تعداد فوتون‌های گسیل شده از چشمه متناسب است. اکنون یک آزمایش ذهنی را در نظر می‌گیریم، که در آن تابش توسط یک دستگاه دوشکافی پراشیده می‌شود. فرض کنید شدت چشمه را آنقدر کم می‌کنیم که به طور متوسط، در هر ساعت تنها یک فوتون به پرده برسد. توجه کنید که باید با فوتون‌های کامل سروکار داشته باشیم؛ اثر کامپتون و اثر فوتوالکتریک نشان می‌دهند، که نمی‌توان یک فوتون را به دو قسمت با بسامد w با اما انرژی کمتر از hw تقسیم کرد. کاهش شدت تابش فرودی نمی‌تواند تأثیری بر نقش پراش کلاسیک داشته باشد، زیرا این کاهش در واقع تنها مدت زمان انتقال تعداد زیادی فوتون از چشمه به پرده را افزایش می‌دهد. فوتون‌هایی که با فاصله یک ساعت به پرده می‌رسند، مسلما نمی‌توانند همبسته باشند و بنابراین می‌توان این فرایند را از نوع یک فوتون در هر نوبت در نظر گرفت. واضح است که یک فوتون، به عنوان ذره، مسلما از یکی از دو شکاف می گذرد. اگر به دستگاه آزمایش ذهنی خود یک دیدبان کوچک اضافه کنیم که اعلام کند فوتون از شکاف ۱ عبور کرده است یا از شکاف ۲، می‌توانیم فوتون‌ها را به دو دسته، وابسته به دو شکاف، تقسیم کنیم. برای دسته اول، می‌توانستیم شکاف ۲ را ببندیم، زیرا فوتون از آن نمی‌گذشت؛ برای دسته دوم، می‌توانستیم شکاف ۱ را ببندیم. بنابراین، اگر آزمایش را با یک شکاف بسته در نیمی از زمان و شکاف بسته دیگر در نیمه‌ی دیگر زمان، تکرار کنیم، انتظار داریم نقش روی پرده، مثلا یک صفحه عکاسی همانی باشد، که قبلا به دست آوردیم، اما چنین نیست، زیرا در آزمایش دوم نقش تداخل به دست نمی‌آید. در نتیجه یک ناسازگاری وجود دارد، که منشأ آن در این فرض است، که حضور دیدبان که نشان می‌دهد فوتون از کدام شکاف گذشته است، تأثیری بر آزمایش ندارد. در بحث اصل عدم قطعیت هایزنبرگ خواهیم دید که عمل دیدبان نقش تداخل را از میان می‌برد و در نتیجه ناسازگاری نداریم. در این مرحله، کافی است متذکر شویم که اگر دیدبان وجود نداشته باشد، هر فوتون مانند یک موج عمل می‌کند و این پرسش که فوتون از کدام شکاف گذشته است، بی معنی است. البته هنوز می‌توان برای شدت تابش در هر شکاف یک مقدار میانگین تعریف کرد؛ این تعریف الزاما به معنای آن است، که برای فوتون‌های منفرد تنها می‌توان از احتمال عبور از این یا آن شکاف صحبت کرد.

۲. برای درک عبور تابش قطبیده از یک تحلیلگر، باز هم باید از مفهوم احتمال استفاده کنیم. می‌دانیم اگر یک باریکه‌ی تابش پس از عبور ازیک قطبش‌گر دارای شدت I0 باشد، این شدت پس از عبور باریکه از تحلیلگری که محور آن با محور قطبشگر زاويه‌ی آلفا می سازد به I_0(cos^2(α))، کاهش می‌یابد. این تضعیف را بر حسب فوتون‌های منفردی که تقسیم ناپذیر هستند، تنها به این صورت می‌توان توضیح داد، که بگوییم فوتون با احتمال عبوری که از ساختمان دستگاه، یعنی از زاویه آلفا پیروی می‌کند، از دستگاه می‌گذرد یا نمی‌گذرد.

 ٣. به همین ترتیب، تابش از یک ستاره‌ی دور را در نظر بگیرید. این ستاره چشمه‌ی امواج کروی ناشی از برانگیختگی میدان الکترومغناطیسی است، که با سرعت c (سرعت نور) منتشر می‌شوند، اما برحسب فوتون‌های منفرد، بی معنی است، که فرض کنیم یک فوتون معین از این چشمه روی کره‌ای به شعاع ct (که در آن t از لحظه‌ای حساب می‌شود که فوتون گسیل شده است) گسترده شده است، زیرا جمع شدن این فوتون در یک نقطه از صفحه عکاسی یا شبکیه چشم، اگر واقعا اتفاق می‌افتاد خلاف عقل سلیم بود، اما می‌توان این توزیع کروی را به عنوان تعیین کننده احتمال یافتن یک فوتون در یک زاویه فضایی معین تعبیر کرد.

مکانیک کوانتوم

۴. گاهی ممکن است یک آزمایش معین را هم به زبان ذره‌ای و هم به زبان موجی تعبیر کرد، اما ارتباط میان این دو توصیف مکمل یک جنبه‌ی غیرکلاسیک در جای دیگری را رد می‌کند، دیکی و ویتکه دو فیزیکدان برجسته، که کتابی نیز درباره‌ی مکانیک کوانتوم به رشته‌ی تحریر در آورده‌اند، آزمایشی ذهنی را ابداع کردند، که در آن با در نظر گرفتن، یک قفس استوانه‌ای، که تعداد N میله دارد و میله‌های آن به طور منظم و با فاصله از یک دیگر قرار گرفته‌اند و سپس قرار دادن چشمه‌ای که در مرکز استوانه که از آن تابشی گسیل می‌شود و انجام یک مجموعه عملیات ریاضی ثابت کردند، که تکانه زاویه‌ای کوانتیده است. در سال ۱۹۲۵ نظريه‌ی جديد مکانیک کوانتومی با کارهای ورنر هایزنبرگ، ماکس بورن، پاسکال یوردان، اروین شرودینگر و پل دیراک آغاز شد. این نظریه راهی بود برای آشتی مفاهیم متعارض به بهای کنار گذاشتن مقداری از تفکرات کلاسیک که در مقالات آینده به آن می‌پردازیم.

ملاحظات پایانی

 مدل بوهر با وجود موفقیت خیره‌کننده در پیش بینی ترازهای انرژی اتم هیدروژن و آهنگ‌های گذار، دچار محدودیت هایی نیز هست:

  • این مدل تنها برای اتم هیدروژن و یون‌های هیدروژن گونه مانند لیتیم دوبار مثبت(ترجیجا فرمول) کارایی دارد.
  • این مدل توضیحی برای منشاء فرض‌های گوناگون خود ندارد. به عنوان مثال تأییدی نظری برای شرط کوانتش ارائه نمی‌کند و توضیحی برای این که چرا حالت‌های مانا انرژی تابش نمی‌کنند ندارد!
  • این مدل نمی‌تواند توضیح دهد، که چرا الکترون‌ها به جای حرکت پیوسته از یک تراز انرژی به تراز انرژی دیگر، از یک تراز به تراز دیگر می‌جهند.

بنابراین مدل بوهر نیازمند توسعه‌ی بیشتر برای توضیح ویژگی‌های الکترونی و توضیح طیف رده‌ی وسیعی از اتم‌ها است. مدل بوهر حتی در شکل محدود کنونی خود جدایی عمده و اساسی از فیزیک کلاسیک را نشان می‌دهدِ چرا که فیزیک کلاسیک هیچ تأییدی بر وجود حالت‌های انرژی گسسته در سیستمی مانند اتم هیدروژن و همین طور کوانتش تکانه‌ی زاویه‌ای ندارد.

مدل بوهر در شکل کنونی خود نه تنها کامل نیست، بلکه از یک محتوای نظری محکم بی بهره است. این مدل براساس مجموعه‌ای از فرض‌های تدریجی تک منظوره بنا نهاده شده است. این فرض‌ها از اصول اولیه‌ی یک نظریه‌ی عمومی‌تر به دست نیامده‌اند، اما به جای آن به صورت اختیاری اصل موضوعه قرار فرمول بندی نظریه‌ی مکانیک کوانتومی عمدتا در نیاز به یافتن یک اساس نظری برای ایده‌های بوهر و همچنین با استفاده از اصول اولیه برای توضیح دسته‌ی گسترده‌ای از پدیده‌های میکرو فیزیکی دیگر مانند فرآیندهای معما گونه‌ای که در این مقاله بحث شد، شتاب گرفت. در واقع این موضوع شگفت انگیز به نظر می‌رسد، که نظریه‌ی مکانیک کوانتومی برای توضیح دقیق دسته‌ی وسیعی از پدیده‌هایی که در سطح مولکولی، اتمی و زیراتمی روی می‌دهند، قدرتمند و به اندازه‌ی کافی غنی باشد

در این مقاله به مهم‌ترین واقعیت‌هایی پرداختیم، که ناکامی فیزیک کلاسیک را تأیید کردند و در نتیجه منجر به پیدایش مکانیک کوانتومی شدند. در مقالات آینده به بررسی بیشتر وقایع روی داده در مکانیک کوانتوم و پیشرفت‌ها و … می‌پردازیم.


شما مخاطبين عزيز سايت وی ای پی مدیا از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت وی ای پی مدیا.

  • تاریخ : ۱۹ام مهر ۱۳۹۷
  • موضوع : سرگرمی
  • بازدید :


سلام خدمت مخاطبين وی ای پی مدیا در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

بیماری‌های سرطان خون (blood cancers) روی تولید و عملکرد سلول‌های خونی تاثیر می‌گذارند. بیشتر این سرطان‌ها در مغز استخوان یعنی همان جایی که خون تولید می‌شود، آغاز می‌شوند. سلول‌های بنیادی موجود در مغز استخوان بالغ شده و به سه نوع سلول خونی یعنی سلول‌های قرمز، سلول‌های سفید و پلاکت‌ها تمایز می‌یابند. در بیشتر انواع سرطان‌های خون، فرایند طبیعی توسعه‌ی سلول‌های خونی در اثر رشد خارج از کنترل یک نوع غیرطبیعی از سلول‌های خونی دچار اختلال می‌شود. این سلول‌های خونی غیرطبیعی یا سلول‌های سرطانی مانع از این می‌شوند که خون بتواند بسیاری از وظایف خود مانند مبارزه با عفونت‌ها یا پیشگیری از خون‌ریزی‌های شدید را انجام دهد.

سلول های خون

انواع سرطان‌ خون

لنفوم (Lymphoma)

لنفوم، سرطان سیستم لنفاوی است. بدن از سلول‌هایی ساخته شده‌است که وقتی آسیب می‌بینند یا پیر می‌شوند، باید جایگزین شوند. این امر با تقسیم سلولی اتفاق می‌افتد. به‌طور معمول تقسیم سلولی به دقت کنترل می‌شود اما گاهی اوقات این فرایند از کنترل خارج می‌شود. در این حالت ممکن است سلول‌های بسیار زیادی تولید شوند و سرطانی همچون لنفوم بروز کند. در وضعیت لنفوم، نوعی از سلول‌های خونی که لنفوسیت‌ها نامیده می‌شوند به حالت غیرطبیعی در می‌آیند. در این حالت این سلول‌ها، سلول‌های لنفوم نامیده می‌شوند. معمولا سیستم ایمنی بدن سلول‌های غیرطبیعی را از بین می‌برد اما سلول‌های لنفوم اغلب قادرند که از سیستم ایمنی بگریزند. این بدان معناست که آن‌ها می‌توانند تقسیم شوند و به صورت کنترل‌نشده، رشد کنند. با گذشت زمان تعداد این سلول‌ها آنقدر زیاد می‌شود که می‌تواند یک غده تشکیل شود. معمول‌ترین محل این اتفاق گره‌های لنفاوی است اما لنفوم در بخش‌های دیگر بدن نیز می‌تواند رشدنش را آغاز کند. لنفوسیت‌ها به سرتاسر بدن سفر می‌کنند و لنفوم می‌تواند از جایی که برای نخستین بار آغاز شده به جاهای دیگر بدن برود. لنفوم می‌تواند از طریق سیستم لنفاوی از یک گره‌ی لنفاوی به گره‌های دیگر برود. سلول‌های لنفوم همچنین می‌توانند وارد جریان خون شده و از طریق جریان خون به بخش‌هایی نظیر مغز استخوان، کبد یا ریه‌ها بروند. پس از آن ممکن است این سلول‌ها به تکثیر خود ادامه دهند و باعث آلودگی یک منطقه‌ی جدید شوند.

انواع مختلفی از لنفوم وجود دارد. نحوه‌ی گسترش و درمان انواع مختلف لنفوم با هم تفاوت دارد. دو نوع اصلی لنفوم عبارتند از لنفوم هاجکین و لنفوم غیرهاجکین. پزشک از طریق جمع‌آوری مقداری از سلول‌های لنفوم و بررسی آن‌ها زیر یک میکروسکوپ می‌تواند نوع لنفوم را تشخیص دهد.

سیستم لنفاوی

سیستم لنفاوی بخشی از سیستم ایمنی است که از فرد در برابر عفونت و بیماری محافظت می‌کند. سیستم لنفاوی همچنین مایعات را از بافت‌های بدن به خون بر می‌گرداند. سیستم لنفاوی شامل عروق لنفاوی، گره‌های لنفاوی، لنفوسیت‌ها، بافت‌ها و اندام‌های لنفاوی است. عروق لنفاوی، لوله‌های باریکی هستند که شبکه‌ای را درون بدن تشکیل می‌دهند. مایعی به نام لنف از رگ‌ها و گره‌ها عبور می‌کند و سرانجام به جریان خون باز می‌گردد. در اطراف این شبکه، مجموعه‌ای از گره‌های لنفاوی وجود دارد. وقتی مایع لنف از این گره‌ها عبور می‌کند، آن‌ها اجرام (باکتری‌ها و ویروس‌ها) آن را فیلتر می‌کنند. گره‌های لنفاوی حاوی نوعی از سلول‌های سفید خونی به نام لنفوسیت‌ها هستند که با عفونت مبارزه می‌کنند. گره‌های لنفاوی اغلب وقتی در حال مبارزه با عفونت هستند، دچار تورم می‌شوند. یکی از اندام‌های لنفاوی تیموس است که در فرایند بالغ شدن انواعی از لنفوسیت‌ها نقش دارد. دیگر اندام‌های لنفاوی شامل طحال و لوزه‌ها هستند که هر دو در مبارزه و فیلتر کردن اجرام بیماری‌زا نقش دارند. بخش‌های دیگری از بافت‌های لنفاوی نیز وجود دارند که در آن‌ها لنفوسیت‌ها و دیگر سلول‌های مبارزه کننده در برابر عفونت، تجمع پیدا می‌کنند. این مناطق بیشتر در محل‌هایی دیده می‌شوند که بیماری‌ها و اجرام بیماری‌زا احتمال بیشتری دارد که از آن مسیر وارد بدن شوند؛ برای مثال در لایه‌ی پوششی روده، ریه‌ها و بینی. سیستم لنفاوی بدن در شکل زیر نشان داده شده‌است.

سیستم لنفاوی بدن

لنفوم هاجکین (Hodgkin’s lymphoma)

در حدود ۲۰ درصد کل موارد تشخیص داده شده‌ی لنفوم، از نوع لنفوم هاجکین هستند. این بیماری می‌تواند در هر سنی فرد را درگیر کند اگرچه بیشتر در میان افراد ۲۰ تا ۳۴ سال و یا بالاتر از ۷۰ سال رایج است. لنفوم هاجکین می‌تواند تقریبا در هر قسمتی از بدن آغاز شود اما معمولا آغاز آن از گره‌های لنفاوی است. گره‌های لنفاوی گردن معمول‌ترین قسمت در این زمینه هستند. اغلب چندین بخش از گره‌های لنفاوی در سرتاسر بدن درگیر می‌شوند. گاهی اوقات اندام‌هایی مانند طحال، مغز استخوان یا کبد نیز درگیر این بیماری می‌شوند.

انواع لنفوم هاجکین

سازمان جهانی بهداشت لنفوم هاجکین را به ۵ نوع تقسیم می‌کند که به چهار مورد لنفوم هاجکین کلاسیک و یه یک مورد لنفوم هاجکین غیرکلاسیک اطلاق می‌شود. این گروه‌بندی‌ها بر اساس آن چیزی که زیر میکروسکوپ دیده می‌شود، است. پزشک با بررسی سلول‌های لنفوم زیر میکروسکوپ می‌تواند نوع آن را تشخیص دهد. چهار نوع کلاسیک از این نوع لنفوم عبارتند از: ندولار اسکلروزیس (Nodular sclerosing)، لنفوم سلول‌های مختلط (Mixed cellularity)، لنفوم تهی از لنفوسیت‌ها (Lymphocyte-depleted)، لنفوم غنی‌ از لنفوسیت‌ها (Lymphocyte-rich). شیوه‌ی درمان لنفوم‌های هاجکین کلاسیک یکسان است.

لنفوم هاجکین غیر کلاسیک (NLPHL): این بیماری نوعی کمیاب از لنفوم هاجکین است. نحوه‌ی پیشروی و درمان این نوع لنفوم با لنفوم هاجکین کلاسیک متفاوت است. به ندرت NLPHL ممکن است به نوعی از لنفوم غیرهاجکین (NHL) تغییر یابد. اگر این وضعیت اتفاق بیفتد، درمان آن بر اساس روش درمان لنفوم غیرهاجکین خواهد بود.

لنفوم

تجمع سلول‌های لنفوم

علایم و نشانه‌های لنفوم هاجکین

معمول‌ترین نشانه‌ی لنفوم هاجکین، وجود یک غده در محلی است که گره لنفاوی متورم شده‌است. این مشکل معمولا در ناحیه‌ی گردن، زیر بغل یا کشاله ران اتفاق می‌افتد اما دیگر مناطق گره‌های لنفاوی نیز ممکن است تحت‌تاثیر قرار بگیرند و نشانه‌هایی در آن‌ها بروز کند. غده معمولا دردناک نیست اما برخی افراد ممکن است احساس کنند که آن ناحیه تیر می‌کشد. سایر نشانه‌ها شامل این موارد می‌باشند: تعریق شدید بویژه هنگام شب، درجه حرارت‌ بالای بدن، کاهش وزن بدون علت، خستگی، سرفه و سختی تنفس، وجود خارش مداوم در سرتاسر بدن. برخی افراد هیچکدام از این نشانه‌ها را نداشته و وقتی برای دیگر بیماری‌ها روی آن‌ها آزمایش انجام می‌شود، بیماری آن‌ها تشخیص داده می‌شود. به ندرت افراد مبتلا به لنفوم هاجکین با مصرف الکل در گره‌های لنفاوی آلوده‌ی خود احساس درد می‌کنند.

درمان لنفوم هاجکین

درمان اصلی لنفوم هاجکین شیمی‌درمانی و اشعه‌درمانی است. برخی از بیماران تنها به یکی از این دو روش درمان نیاز دارند در حالیکه دیگر بیماران ممکن است به هر دو روش درمان نیاز داشته باشند. درمان به عوامل زیر بستگی دارد:

  • نوع لنفوم هاجکینی که فرد به آن مبتلا است
  • مرحله‌ی بیماری
  • سن و وضعیت سلامت عمومی فرد
  • بخش‌هایی از بدن که آلوده شده‌اند
  • نتایج آزمایش‌های خونی بیمار

اگر فردی مبتلا به لنفوم هاجکین غیرکلاسیک باشد، ممکن است به درمان نیازی نداشته باشد. در عوض باید مراجعه مکرر به پزشک و آزمایش‌های منظمی داشته باشد تا بیماری او تحت نظارت باشد. بیماری NLPHL ممکن است با استفاده از دارویی مانند ریتوکسیماب (rituximab) نیز مورد درمان قرار گیرد. گاها NHPLH می‌تواند به حالت بیماری لنفوم غیرهاجکین درآید. اگر این حالت اتفاق بیفتد، روش درمان نظیر بیماری لنفوم غیرهاجکین خواهد بود. اگر بیماری لنفوم برگردد یا هنوز علایمی از آن بعد از درمان وجود داشته‌باشد، بیمار ممکن است نیاز به درمان بیشتری داشته باشد.

لنفوم غیرهاجکین (Non-Hodgkin lymphoma)

لنفوم غیرهاجکین سرطانی غیر متداول است که در سیستم لنفاوی اتفاق می‌افتد. در لنفوم غیرهاجکین لنفوسیت‌های درگیر شده به شیوه‌ای غیرطبیعی شروع به تکثیر کرده و در بخش‌های خاصی از سیستم لنفاوی مانند گره‌های لنفاوی تجمع پیدا می‌کنند. این گره‌های آلوده‌شده، خاصیت مبارزه در برابر عفونت را از دست می‌دهند و بدن در برابر عفونت آسیب‌پذیر می‌شود. معمول ترین نشانه‌ی لنفوم غیرهاجکین، تورم بدون درد گره‌های لنفاوی به ویژه در ناحیه‌ی گردن، زیر بغل و کشاله‌ی ران است. لنفوم غیرهاجکین می‌تواند در هر سنی اتفاق بیفتد ولی احتمال آن با افزایش سن بیشتر می‌شود. بیشترین موارد این بیماری در افراد بالای ۶۵ سال تشخیص داده شده‌اند. شیوع این بیماری در مردان نسبت به زنان اندکی بیشتر است. علت دقیق لنفوم غیرهاجکین مشخص نیست. اگرچه در صورت وجود شرایطی احتمال ابتلا به آن بیشتر می‌شود:

  • داشتن سیستم ایمنی ضعیف
  • استفاده از داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی
  • سابقه‌ی قرار گرفتن در معرض ویروس اپشتن بار عامل تب غده‌ای (مونونوکلئوز عفونی)

تنها راه تشخیص لنفوم غیرهاجکین، انجام یک بیوپسی است که طی آن نمونه‌ای از بافت گره لنفاوی آلوده‌شده، برداشته و در آزمایشگاه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

انواع مختلفی از لنفوم غیرهاجکین وجود دارد اما به صورت کلی در یکی از این دو گروه جای می‌گیرند:

  • لنفوم غیرهاجکین تهاجمی که در آن سرطان به سرعت رشد می‌کند
  • لنفوم غیرهاجکین کند رشد که در آن سرطان به آهستگی پیشرفت می‌کند و فرد مبتلا برای سالها هیچ نشانه‌ای ندارد

پرتو درمانی

درمان‌های عمده‌ی لنفوم غیرهاجکین عبارتند از شیمی‌درمانی، پرتودرمانی و نوعی از درمان هدفمند که درمان آنتی‌بادی منوکلونال نامیده می‌شود. به‌طور کلی بیشتر موارد لنفوم غیرهاجکین قابل درمان در نظر گرفته می‌شوند اگرچه خطر مشکلات طولانی مدت پس از درمان نیز وجود دارد از جمله احتمال ناباروری و افزایش خطر توسعه‌ی دیگر انواع سرطان در آینده.

لوکمی (Leukaemia)

لوکمی، سرطان سلول‌های سفید خون است و شایع‌ترین نوع سرطان در میان کودکان است. افراد مبتلا به لوکمی معمولا نسبت به حالت نرمال، تعداد بیشتری سلول‌های سفید خون دارند اما گاهی هم ممکن است کمتر داشته باشند. این سلول‌های لوکمیایی نسبت به سلول‌های خونی سفید طبیعی دارای رفتاری متفاوت هستند.

انواع مهم لوکمی عبارتند از:

  • لوکمی حاد لنفاوی (ALL)
  • لوکمی حاد میلوئیدی (AML)
  • لوکمی مزمن لنفاوی (CLL)
  • لوکمی مزمن میلوئیدی (CML)

هر کدام از انواع لوکمی دارای ویژگی‌ها و روش‌های درمانی مختص به خود هستند.

سلول های لوکمیایی

افزایش سلول‌های سفید خون در اثر بیماری لوکمی

لوکمی حاد لنفاوی (ALL)

لوکمی حاد لنفاوی نوع نادری از سرطان است. این بیماری بیشتر در کودکان و افراد دارای سن تا ۲۵ سال و نیز افراد مسن‌تر از ۷۵ سال دیده می‌شود. شیوع این بیماری در مردان اندکی بیش از زنان است. بیماری لوکمی حاد لنفاوی، سرطان سلول‌های سفید خون است. به‌طور طبیعی سلول‌های سفید خون به‌طور منظم و کنترل‌شده تقسیم شده و رشد می‌کنند. در بیماری لوکمی این فرایند از کنترل خارج می‌شود و سیگنال‌هایی که موجب توقف تولید بی‌اندازه‌ی سلول‌های سفید خون می‌شوند، نادیده گرفته می‌شود؛ در این حالت سلول‌ها به کرات تقسیم شده ولی به فرم لنفوسیت طبیعی در نمی‌آیند. افراد مبتلا به لوکمی حاد لنفاوی، سلول‌های نابالغ خونی زیادی تولید می‌کنند که لنفوبلاست (بلاست) نامیده می‌شود. از آن جایی که لنفوبلاست‌ها به بلوغ نمی‌رسند، مانند سلول‌های سفید طبیعی قادر به مبارزه در برابر عفونت هم نیستند. این سلول‌های نابالغ مغز استخوان را پر می‌کنند که نتیجه‌ی آن این است که فضای کافی برای تولید سلول‌های خونی سفید، قرمز و پلاکت‌های سالم وجود نخواهد داشت.

انواع لوکمی حاد لنفاوی

دانستن نوع لوکمی حاد لنفاوی به پزشک کمک می‌کند که روش درمان را طرح‌ریزی کند. سازمان جهانی بهداشت لوکمی حاد لنفاوی را به انواع مختلفی تقسیم‌بندی می‌کند. دو نوع بیماری لوکمی حاد لنفاوی عبارتند از لوکمی لنفوبلاستی B و لوکمی لنفوبلاستی T. برخی از افراد مبتلا به لوکمی لنفوبلاستی B دارای کروموزوم فیلادلفیا در سلول‌های لوکمیایی خود هستند.

نشانه‌ها و علایم لوکمی لنفاوی حاد

نشانه‌های عمده‌ی لوکمی لنفاوی حاد در اثر وجود تعداد بسیار زیادی از سلول‌های بلاستی در مغز استخوان و تعداد بسیار کم سلول‌های طبیعی خون ایجاد می‌شوند. این علایم ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • رنگ پریدگی، احساس خستگی زیاد و کم آوردن نفس که ناشی از کمبود سلول‌های قرمز خون (آنمی) است
  • احساس ناخوشی و بیماری و ناراحتی در گلو یا دهان
  • مفاصل و استخوان‌های دردناک
  • داشتن عفونت‌های مداوم،که ناشی از کمبود سلول‌های سفید سالم خون است
  • خونریزی غیرمعمول به علت وجود تعداد بسیار کم پلاکت‌ها، ایجاد کبودی در بدن بدون علت آشکار، خونریزی شدید در دوره‌های عادت ماهیانه زنان، خونریزی از لثه‌ها و خونریزی مکرر از بینی
  • سردردهای مکرر

به‌طور اتفاقی ممکن است لوکمی قبل از بروز نشانه‌ها طی یک آزمایش خون معمول تشخیص داده‌شود. نشانه‌ها ممکن است خیلی سریع و طی چند هفته بروز کنند. اگر فردی هر کدام از نشانه‌های مذکور را داشته باشد، باید به پزشک مراجعه کند اما با این حال باید در نظر داشت که این نشانه‌ها از علایم معمول بیماری‌های دیگری به جز لوکمی نیز هستند.

خونریزی از علامت سرطان خون

لوکمی حاد میلوئیدی (AML)

لوکمی حاد میلوئیدی یکی از سرطان‌های نادر است. این بیماری می‌تواند افراد را در هر سنی تحت‌تاثیر قرار دهد ولی در افراد بالای ۶۰ سال معمول‌تر است. لوکمی حاد میلوئیدی سرطان سلول‌های سفید خون است. به‌طور معمول سلول‌های خونی به صورت کنترل شده در مغز استخوان تولید می‌شوند. در افراد دارای بیماری لوکمی حاد میلوئیدی، این فرایند از کنترل خارج شده و تعداد بسیار زیادی سلول غیرطبیعی لوکمیایی تولید می‌شود. این سلول‌های نابالغ به سلول‌های طبیعی خون تبدیل نمی‌شوند. در بیشتر مواردِ لوکمی حاد میلوئیدی، سلول‌های لوکمیایی سلول‌های سفید خونی نابالغ هستند. در انواع کمیاب‌تر لوکمی حاد میلوئیدی، تعداد بسیار زیادی پلاکت‌های نابالغ و یا سلول‌های قرمز نابالغ تولید می‌شوند. این سلول‌های نابالغ مغز استخوان را پر کرده و فضای تولید سلول‌های خونی بالغ را می‌گیرند. این بدان معناست که مغز استخوان قادر نیست به اندازه کافی سلول‌های بالغ تولید کند. برخی از سلول‌های لوکمیایی وارد جریان خون شده و در سرتاسر بدن به گردش در می‌آیند. این سلول‌های نابالغ دارای عملکرد مناسبی نیستند. این امر موجب افزایش خطر عفونت می‌شود. این موضوع همچنین می‌تواند موجب ایجاد نشانه‌هایی نظیر آنمی و کبودی ناشی از کمبود سلول‌های قرمز طبیعی خون و پلاکت‌ها ‌شود.

علایم و نشانه‌های لوکمی حاد میلوئیدی

بیشتر نشانه‌های لوکمی حاد میلوئیدی ناشی از اثرات سلول‌های لوکمیایی در مغز استخوان است که موجب می‌شود مغز استخوان نتواند مقدار کافی از سلول‌های طبیعی خون تولید کند.

  • رنگ پریدگی و احساس خستگی شدید و کم آوردن نفس
  • داشتن عفونت ها مداوم
  • خونریزی غیر معمول، کبودی بدون علت آشکار، خونریزی شدید دوره عادت ماهیانه زنان، خونریزی لثه و خونریزی مکرر بینی
  • لکه‌های ریز خونی و بثورات روی پوست
  • احساس ناخوشی و بیماری و ناراحتی در گلو و دهان
  • داشتن تب و تعرق

نشانه‌های نادر در این مورد عبارتند از:

  • مفاصل و استخوان‌های دردناک
  • لکه‌های آبی-بنفش رنگ زیر سطح پوست
  • تورم لثه‌ها
  • بزرگ شدن گره‌های لنفاوی

گاها فرد ممکن است نشانه‌ای نداشته باشد و طی یک آزمایش معمول خون بیماری لوکمی او تشخیص داده شود. نشانه‌ها ممکن است طی چند هفته ظاهر شوند و اغلب فرد به سرعت احساس بیماری می‌کند. این نشانه‌ها در مورد بیماری‌های دیگری نیز وجود دارند ولی اگر فردی هر کدام از این نشانه‌ها را داشت، لازم است به پزشک مراجعه کند.

لوکمی مزمن لنفاوی (CLL)

مقاله‌های مرتبط:

لوکمی مزمن لنفاوی رایج‌ترین فرم لوکمی است. این بیماری در افراد مسن شایع‌تر است. بسیاری از بیماران مبتلا به لوکمی مزمن لنفاوی برای ماه‌ها یا سال‌ها نیازی به درمان ندارند اگرچه اگر این افراد دارای علایمی باشند، لازم است به سرعت تحت درمان قرار گیرند. لوکمی مزمن لنفاوی، سرطان سلول‌های سفید خون است که از سلول‌های بنیادی لنفوئیدی توسعه پیدا می‌کنند. در افراد مبتلا به لوکمی مزمن لنفاوی، مغز استخوان تعداد بسیار زیادی سلول سفید خونی غیرطبیعی می‌سازد که لنفوسیت نامیده می‌شوند. هنگام بررسی، این سلول‌ها زیر میکروسکوپ طبیعی به نظر می‌رسند اما این‌ها کاملا بالغ نشده‌اند و عملکرد طبیعی ندارند. با گذشت زمان این لنفوسیت‌های غیرطبیعی، در سیستم لنفاوی تجمع پیدا می‌کنند و ممکن است موجب ایجاد گره‌های لنفاوی متورم بزرگی شوند. این سلول‌های نابالغ در مغز استخوان هم تجمع پیدا می‌کنند که نتیجه‌ی آن کمبود فضا برای تولید سلول‌های طبیعی خون خواهد بود.

علایم و نشانه‌های لوکمی مزمن لنفاوی

پیشرفت این بیماری آهسته است و بسیاری از افراد در مراحل اولیه بیماری هیچ نشانه‌ای ندارند. این بیماری اغلب به صورت تصادفی و طی آزمایش خونی که به دلیل دیگری انجام می‌شود، تشخیص داده می‌شود؛ برای مثال قبل از یک عمل جراحی یا بخشی از معاینه‌ی معمول سالانه‌ی سلامتی.

نشانه‌های لوکمی مزمن لنفاوی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • احساس خستگی و ناخوشی
  • داشتن عفونت‌های مکرر
  • تورم گره‌های لنفاوی گردن، زیر بغل و کشاله ران که معمولا بدون درد است
  • کم آوردن نفس، خستگی و سردرد
  • کبودی و خونریزی
  • وجود یک غده در بخش بالایی سمت چپ شکم که یک طحال بزرگ شده‌است
  • تعریق شدید شبانه
  • کاهش وزن

لوکمی مزمن میلوئیدی (CML)

لوکمی مزمن میلوئیدی از انواع کمیاب سرطان است که علت عمده‌ی آن جابه‌جایی کروموزومی فیلادلفیا است. این بیماری باعث می‌شود بدن سلول‌های سفید خونی زیادی تولید کند. این بیماری می‌تواند افراد را در هر سنی درگیر کند اما شیوع آن در میان افراد سالخورده بیشتر است. روند پیشرفت این بیماری معمولا آهسته است. در مورد بیشتر افراد این بیماری به خوبی قابل کنترل بوده و مبتلایان طول عمر طبیعی خواهند داشت.

کروموزوم فیلادلفیا

تمامی سلول‌ها دارای مجموعه‌ای از ژن‌ها هستند که مشخص کننده‌ی نحوه‌ی رفتار آن‌ها هستند. این ژن‌ها روی ساختارهایی به نام کروموزوم قرار گرفته‌اند. بیشتر سلول‌های بدن انسان حاوی ۲۳ جفت کروموزوم هستند.

کروموزوم فیلادلفیا

ژن BCR-ABL1

با تقسیم یک سلول، سلول‌های جدیدی تولید می‌شوند. قبل از انجام تقسیم سلول از روی تمام ژن‌ها یک کپی برداشته می‌شود. وقتی در انجام این فرایند کپی‌برداری چیزی اشتباه پیش برود، بیماری لوکمی مزمن میلوئیدی اتفاق می‌افتد. ژنی که نام آن ABL1 است و روی کروموزوم شماره‌ی ۹ قرار دارد، به ژنی که BCR نامیده می‌شود و روی کروموزوم شماره‌ی ۲۲ قرار دارد، می‌چسبد. وقتی ژن ABL1 با ژن BCR اتصال برقرار می‌کند، یک ترکیب ژنی جدید و غیرطبیعی به وجود می‌آید که به آن BCR-ABL1 گفته می‌شود. این ژن جدید BCR-ABL1، ماده‌ای را می سازد که تیروزین کیناز نام دارد. مقدار زیاد این ماده موجب می‌شود که مغز استخوان تعداد بیش از اندازه‌ای سلول سفید خونی تولید کند. این ماده همچنین از تبدیل این سلول‌ها به سلول‌های طبیعی خون یا مرگ این سلول‌ها (زمانی که لازم باشد)، پیشگیری می‌کند. زمانی که ژن جدید BCR-ABL1 روی کروموزوم ۲۲ تشکیل می‌شود، شکل کروموزوم را دچار تغییر می‌کند و پزشک با مشاهده‌ی سلول‌های لوکمیایی زیر میکروسکوپ می‌تواند آن را تشخیص دهد. بیشتر افراد مبتلا به بیماری لوکمی مزمن میلوئیدی در تمام سلول های لوکیمایی خود دارای کروموزوم فیلادلفیا هستند. کروموزوم فیلادلفیا به ارث نمی‌رسد. کسی با این کروموزوم زاده نمی‌شود بنابراین این ویژگی قابل انتقال به نسل بعدی نیست.

آزمایش خون

علایم لوکمی مزمن میلوئیدی

پیشرفت بیماری لوکمی مزمن میلوئیدی آهسته است و بسیاری از افراد در مراحل اولیه نشانه‌ای ندارند. این بیماری هم ممکن است به صورت تصادفی طی یک آزمایش خون معمول تشخیص داده شود. اگر در مراحل اولیه نشانه‌ای وجود داشته باشد، معمولا ملایم بوده و به تدریج پیشرفت می‌کند. این نشانه‌ها نیز می‌توانند با علایم بیماری‌های شایع‌تری نظیر آنفلوآنزا اشتباه گرفته شوند.

نشانه‌های معمول لوکمی مزمن میلوئیدی

  • احساس خستگی عمومی
  • کم‌اشتهایی و کاهش وزن
  • تعریق شبانه شدید و بالا رفتن دمای بدن هنگام شب
  • احساس پُری و کشیدگی در سمت چپ شکم که ناشی از تجمع سلول‌های غیرطبیعی در طحال و بزرگتر شدن آن است

نشانه‌هایی که رواج کمتری دارند

گاهی اوقات سلول‌های سفید غیرطبیعی در خون و مغز استخوان تجمع پیدا می‌کنند. مغز استخوان ممکن است قادر به ایجاد تعداد مورد نیاز سلول‌های خونی سالم نباشد. این می‌تواند موجب بروز نشانه‌های زیر شود:

  • خونریزی یا کبودی: کبودی بدون هیچ علت آشکاری و خونریزی از بینی، خونریزی شدید در دوره‌های عادت ماهیانه زنان
  • رنگ پریدگی و احساس خستگی و کم آوردن نفس
  • استخوان‌ها و مفاصل دردناک
  • مشکلات بینایی و سردرد: این مورد در صورتی اتفاق می‌افتد که به علت وجود تعداد بسیار زیاد سلول‌های سفید، خون غلیظ شود.

قرار گرفتن در معرض سطوح بسیار بالای اشعه (مثلا ناشی از یک حادثه‌ی هسته‌ای نظیر فاجعه‌ی چرنوبیل) موجب افزایش خطر ابتلای به لوکمی مزمن میلوئیدی می‌شود. گاهی اوقات تبلیغاتی در مورد افزایش لوکمی در مردمی که نزدیک نیروگاه‌های هسته‌ای زندگی می‌کنند، وجود دارد. پژوهش‌هایی در مورد اینکه آیا چنین ارتباطی وجود دارد یا نه در حال انجام است اما تاکنون شواهدی در تایید این موضوع به دست نیامده‌است.

میلوم (Myeloma)

میلوم (میلوما) سرطان سلول‌های پلاسمایی در مغز استخوان است. مغز استخوان سلول‌های بنیادی را تولید می‌کند. این سلول‌ها، سلول‌های نابالغی هستند که به سه نوع سلول خونی یعنی سلول‌های سفید، قرمز و پلاکت‌ها تمایز پیدا می‌کنند.

تمایز سلول های بنیادی مغز استخوان

سلول‌های پلاسما و ایمونوگلوبولین‌ها

سلول‌های پلاسمایی سازنده‌ی ایمونوگلوبولین‌هایی هستند که با نام آنتی‌بادی نیز شناخته می‌شوند. این آنتی‌بادی‌ها با جریان خون حرکت کرده و به ویروس‌ها و باکتری‌ها حمله می‌کنند. اگر جایی از بدن عفونتی وجود داشته باشد، مغز استخوان تعداد بیشتری سلول پلاسمایی و ایمونوگلوبولین تولید می‌کند تا به عاملی که باعث ایجاد عفونت شده‌است، حمله کنند. ایمونوگلوبولین‌های تولید شده توسط سلول‌های پلاسمایی از پروتئین‌هایی ساخته شده‌اند که با هم اتصال داشته و زنجیره‌هایی را تشکیل می‌دهند.

ایمونوگلوبولین

تصویر یک ایمونوگلوبولین

پنج نوع زنجیره‌های سنگین پروتئینی وجود دارند که با نام‌های IgG، IgA، IgD، IgE و IgM شناخته می‌شوند. Ig به معنای ایمونوگلوبولین است. دو نوع زنجیره‌های سبک پروتئینی نیز وجود دارند. به این زنجیره‌ها کاپا و لامبادا گفته می‌شود. هر ایمونوگلوبولین از دو زنجیره‌ی پروتئینی سنگین و دو زنجیره‌ی پروتئینی سبک تشکیل شده‌است.

سلول‌های پلاسما و ایمونوگلوبولین‌ها در بیماری میلوم

به‌طور طبیعی سلول‌های پلاسمایی جدید طبق فرایندی کنترل‌شده، جایگزین سلول‌های قدیمی و فرسوده می‌شوند. اما در افرادی که به بیماری میلوم دچار می‌شوند، این فرایند از کنترل خارج شده و تعداد کثیری از سلول‌های پلاسمایی غیرطبیعی (سلول‌های میلوم) تولید می‌شود. سلول‌های میلوم می‌توانند در هر جایی که سلول‌های پلاسمایی وجود داشته باشند، بوجود آیند. این سلول‌ها می‌توانند از مغز استخوان به بخش‌های مختلفی از بدن انتشار پیدا کنند. به همین خاطر است که گاهی به این بیماری، میلوم چندگانه نیز گفته می‌شود. سلول‌های میلوم مغز استخوان را پر می‌کنند و در عمل تولید سلول‌های طبیعی خون اختلال ایجاد می‌کنند. اینها همچنین می‌توانند باعث آسیب به استخوان شده و موجب نازک شدن استخوان، درد و گاهی هم شکستگی استخوان شوند. سلول‌های میلوم معمولا فقط یک نوع ایمونوگلوبولین غیرطبیعی تولید می‌کنند. به این ملکول، پروتئین M یا پاراپروتئین گفته می‌شود. این ایمونوگلوبولین قادر نیست در برابر عفونت مبارزه کند و اغلب موجب کاهش میزان تولید ایمونوگلوبولین‌های طبیعی می‌شود.

بیشتر مشکلات مرتبط با میلوم ناشی از موارد زیر هستند:

  • سلول‌های میلوم در مغز استخوان
  • کاهش تعداد سلول‌های طبیعی خون
  • وجود ایمونوگلوبولین‌ها در خون و ادرار

انواع میلوم

انواع مختلفی از میلوم وجود دارد. نوع میلوم معمولا تاثیری بر روش درمان ندارد اما چگونگی تاثیر آن روی بدن بیمار متفاوت است. رایج‌ترین فرم‌های میلوم، IgG و IgA هستند. در حدود یک سوم افراد مبتلا به میلوم دارای نوعی از میلوم هستند که مقادیر بسیار زیادی زنجیره‌ی پروتئینی سبک ایجاد می‌کند. به این وضعیت میلوم زنجیره سبک یا میلوم بنس‌جونز (Bence Jones myeloma) گفته می‌شود. این زنجیره‌های سبک می‌توانند روی کلیه‌ها تاثیر بگذارند و اغلب در ادرار مشاهده می‌شوند. نوع نادری از میلوم نیز وجود دارد که میلوم غیرترشحی (non-secretory myeloma) نامیده می‌شود و در آن ایمونوگلوبولینی تولید نشده یا اینکه به مقدار بسیار کمی تولید می‌شود.

بیماری‌های دیگر مرتبط با سلول‌های پلاسما

مشکلات و بیماری‌های دیگری نیز وجود دارند که روی سلول‌های پلاسمایی اثر می‌گذارند و با میلوم مرتبط هستند. این شرایط گاهی تبدیل به میلوم می‌شوند. دو مورد از مهم‌ترین این‌ها عبارتند از: گاموپاتی مونوکلونال (MGUS) و میلوم خاموش (smouldering myeloma) که گاهی میلوم بدون نشانه نیز خوانده می‌شود. پزشک با انجام یک آزمایش خون می‌تواند این دو نوع را تشخیص دهد. در صورتی که بیماری پیشرفت نکند و فعال نشود بیمار نیاز به درمانی نخواهد داشت.

گاهی اوقات سلول‌های پلاسمایی غیرطبیعی فقط در استخوانی در یک قسمت از بدن مشاهده می‌شوند. این وضعیت پلاسماسیتومای انفرادی نامیده‌می‌شود. این بیماری معمولا با استفاده از اشعه‌درمانی مورد درمان قرار می‌گیرد. برخی از افراد مبتلا به پلاسماسیتومای انفرادی ممکن است به سمت ابتلای به میلوم پیش بروند بنابراین لازم است افراد مبتلا به این وضعیت به‌طور منظم آزمایش خون بدهند.

نشانه‌های میلوم

میلوم ممکن است در ابتدا هیچ نشانه‌ای نداشته باشد. برخی افراد قبل از ظهور علایم، طی یک آزمایش خون معمولی شناسایی می‌شوند. بیماری دیگر افراد هم وقتی در نتیجه‌ی علامات بیماری به بیمارستان مراجعه کردند، تشخیص داده خواهد شد.

علامات بیماری ممکن است در نتیجه‌ی عوامل زیر بوجود آیند:

  • آسیب استخوان که موجب درد، شکستگی، سطوح کلسیم بالا و فشار بر ستون فقرات می‌شود
  • کاهش تعداد سلول‌های طبیعی خون که منجر به آنمی، خستگی و عفونت می‌شود
  • پاراپروتئین‌های موجود در خون یا ادرار که می‌توانند موجب مشلات کلیوی و لخته‌های خونی شوند

علل و عوامل خطرساز

پزشکان نمی‌دانند چه عواملی سبب میلوم می‌شود اما مواردی وجود دارند که گمان می‌رود خطر این بیماری را افزایش دهند:

گاموپاتی مونوکلونال: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تقریبا هر فردی که میلوم دارد، ابتدا مبتلا به گاموپاتی مونوکلونال بوده‌است اما لزوما هر فردی که گاموپاتی مونوکلونال دارد به سمت میلوم پیش نخواهد رفت.

سابقه‌ی خانوادگی: افرادی که دارای خویشاوند نزدیک مبتلا به میلوم هستند، دارای اندکی خطر بیشتری هستند که دچار این بیماری شوند.

سیستم ایمنی ضعیف: سیستم ایمنی ضعیف خطر ابتلای به میلوم را افزایش می‌دهد. برخی بیماری‌ها نظیر عفونت HIV موجب تضعیف سیستم ایمنی می‌شوند. افرادی که پس از پیوند اعضا از داروهایی استفاده می‌کنند که سیستم ایمنی آنها را سرکوب می‌کند نیز در معرض خطر بالاتری هستند.

بیماری‌های خودایمنی: بیماری‌های خودایمنی موجب می‌شوند که سیستم ایمنی به سلول‌های سالم در بدن حمله کند. برخی از بیماری‌های خودایمنی اندکی خطر ابتلای به میلوم را افزایش می‌دهند. این بیماری‌ها شامل موارد زیر هستند:

ترومبوسيتمي اساسی (ET: Essential thrombocythaemia)

ترومبوسیتمی اساسی یکی از اعضای گروهی از بیماری‌ها با عنوان نئوپلاسم بیش‌تکثیری مغز استخوان (MPNs) است. ترومبوسيتمي اساسی وضعیتی نادر است که روی مغز استخوان تاثیر می‌گذارد. در این حالت پلاکت‌های بسیار زیادی ساخته می‌شوند. این بیماری اغلب افراد بالای ۵۰ سال را مبتلا می‌کند، همیشه همراه با نشانه‌ نبوده و ممکن است با آزمایش خون مشخص شود. برای تشخیص این بیماری آزمایش خون ویژه‌ای برای تشخیص ترومبوسيتمي اساسی را انجام می‌شود. در این آزمایش تغییرات ژنی که منجر به این بیماری شده است، مشخص می‌شود. همچنین ممکن است یک آزمایش مغز استخوان انجام شود. در این حالت یک نمونه از سلول‌های مغز استخوان از استخوان کمر یا لگن برداشته شده و توسط پزشک مورد بررسی قرار می‌گیرد. هدف درمان ترومبوسيتمي اساسی کاهش خطر عوارض بیماری است. برای کاهش تعداد پلاکت‌ها ممکن است از شیمی‌درمانی (داروهای ضدسرطانی) استفاده شود. دیگر درمان‌های این بیماری شامل استفاده از آسپرین، اینترفرون آلفا، آناگرلید و فسفر رادیواکتیو (۳۲P) می‌باشد.

پلی‌سیتمی‌ورا (PV: Polycythaemia vera)

این بیماری، بیماری نادری است که روی مغز استخوان اثر می‌گذارد. در حالت این بیماری تعداد بسیار زیادی سلول قرمز خون تولید شده و خون را غلیظ می‌کند. افراد مبتلا به پلی‌سیتمی‌ورا اغلب نشانه‌ای ندارند. گاهی ممکن است اندازه‌ی طحال در نتیجه‌ی تلاش برای شکستن سلول‌های قرمز بزرگ شود. بیماری پلی‌سیتمی‌ورا از طریق آزمایش‌های خونی، اسکن اولتراسوند یا نمونه‌گیری از مغز استخوان تشخیص داده می‌شود. اگر بیمار نشانه‌ای نداشته باشد، ممکن است نیاز به درمانی هم نباشد. اگر بیمار دارای علایم بیماری باشد، درمان اصلی برای این بیماری خارج کردن خون از وریدها است (Phlebotomy)؛ این کار تعداد سلول‌های خونی را کم می‌کند. دیگر روش‌های درمانی عبارتند از: شیمی‌درمانی، آسپرین با دز پایین، اینترفرون آلفا، فسفر رادیواکتیو (۳۲P).

میلوفیبروز (MF: Myelofibrosis)

مقاله‌های مرتبط:

این بیماری هم یکی از اعضای گروه بیماری‌های نئوپلاسم بیش‌تکثیری مغز استخوان است. میلوفیبروز یکی دیگر از بیماری‌های نادری است که مغز استخوان را درگیر می‌کند. در حالت این بیماری بافت‌هایی همچون بافت‌های ترمیم کننده زخم در مغز استخوان تشکیل می‌شوند و سلول‌های خونی به خوبی ساخته نمی‌شوند. در این وضعیت معمولا بخش‌های دیگری از بدن مانند طحال و کبد شروع به ساخت سلول‌های خونی می‌کنند. در ابتدا میلوفیبروز موجب بروز هیچ نشانه‌ای نمی‌شود. گاهی ممکن است اندازه‌ی طحال در نتیجه‌ی عمل ساخت سلول‌های خونی، بزرگ شود. این امر می‌تواند موجب ایجاد ناراحتی در ناحیه طحال شود. برای تشخیص میلوفیبروز یک آزمایش خون یا یک آزمایش مغز استخوان انجام می‌شود. اگر بیمار دارای نشانه‌ای از میلوفیبروز نباشد، ممکن است نیاز به درمانی نداشته باشد. ممکن هم است در شرایطی شیمی‌درمانی توصیه شود. در صورت کاهش شدید سلول‌های قرمز خون، بیمار نیاز به دریافت خون خواهد داشت. دیگر درمان‌ها شامل درمان‌های هدفمند، استروئیدها، جراحی برای برداشتن طحال، پرتودرمانی برای کوچک کردن طحال و پیوند سلول‌های بنیادی می‌باشند.

سندرم میلودیسپلاستیک (MDS: Myelodysplastic syndrome)

سندرم میلودیسپلاستیک نیز بیماری نادری است که مغز استخوان را درگیر می‌کند. در حالت این بیماری مغز استخوان به اندازه‌ی کافی سلول‌های خون طبیعی نمی‌سازد. علایم این بیماری می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • احساس ضعف یا خستگی
  • ابتلا به عفونت‌های زیاد
  • کبودی و خونریزی

برای تشخیص این بیماری یک آزمایش خون یا مغز استخوان انجام می‌شود. افراد مبتلا به سندرم میلودیسپلاستیک در گروه‌هایی تقسیم می‌شوند. این گروه‌ها شامل گروه‌های دارای خطر پایین، خطر متوسط و خطر بالا هستند. بعد از آزمایش، پزشک مشخص می‌کند که بیمار به کدام گروه تعلق دارد. بسته به گروه خطر و نشانه‌هایی که بیمار دارد ممکن است به درمانی نیاز نباشد. بقیه بیماران ممکن است نیاز به دریافت خون یا تزریق یک فاکتور رشد به منظور افزایش تعداد سلول‌های خونی داشته باشند. دیگر گزینه‌های درمان شامل شیمی‌درمانی و پیوند سلول‌های بنیادی می‌شود.

سرطان خون

سرطان خون در ایران

سرطان‌های لنفوم هاجکین و لنفوم غیرهاجکین در میان ده سرطان با بیشترین فراوانی در کشور ایران هستند. مطالعات انجام شده در ایران تایید کننده‌ی روند افزایشی شیوع سرطان خون با افزایش سن است و افرادی که دارای سن بالای ۷۰ سال هستند، بیشتر در معرض این نوع سرطان قرار دارند. بر اساس نتایج یک پژوهش از تمام موارد مربوط به انواع سرطان‌های خون در ایران حدود ۴۰ درصد مربوط به زنان و ۶۰ درصد مربوط به مردان بوده‌است. شیوع سرطان‌های خون در ایران نیز طی زمان روندی افزایشی داشته است. اگرچه پژوهشگران می‌گویند بخشی از این افزایش می‌تواند مرتبط با پیشرفت در سیستم ثبت سرطان باشد با این حال عوامل خطرساز دیگری نیز ممکن است در این میان نقش داشته باشند بنابراین لازم است برنامه‌های پیشگیری و کنترل این بیماری در کشور جدی گرفته شود. هنوز هم سیستم ثبت سرطان در تمام مناطق ایران به‌طور برابر پیشرفت نکرده‌است و برخی تفاوت‌ها در شیوع سرطان در مناطق مختلف می‌تواند ناشی از این موضوع باشد. طبق گفته‌ی متخصصان، کمبود امکانات پیشرفته‌ی تشخیصی و همچنین عدم بانک سلول‌های بنیادی مزانشیمی مورد نیاز به همراه هزینه‌های بالای درمان، از عوامل اصلی مشارکت کننده در مشکلات مربوط به روند درمان در ایران است که بسیار عقب‌تر از استاندارهای جهانی است. استفاده از روش‌های نوین مورد استفاده در کشورهای توسعه‌یافته برای درمان سرطان خون، حمایت‌های مالی و روانشناختی بیماران تحت درمان، تجهیز مناطق محروم و ارائه‌ی برابر خدمات متخصصین در مناطق مختلف کشور هم در مورد تشخیص و هم در زمینه‌ی درمان، از عواملی هستند که موجب استاندارد شدن این سیستم می‌شوند. علاوه بر این کار سازمان‌یافته و منسجم در ارتباط با تجزیه‌و‌تحلیل آماری نرخ مرگ‌و‌میر و میزان شیوع بیماری‌ها می‌تواند راه را برای کاهش و حذف مشکلات موجود در تشخیص و درمان بیماران مبتلا به سرطان خون هموار کند.

پژوهش های جدید

پژوهش‌های جدید در زمینه‌ی درمان سرطان خون

در سال‌های اخیر موجی از درمان‌های جدید برای سرطان‌های خون از جمله لنفوم، لوکمی و میلوم دیده شده‌است. پژوهش‌های انجام‌شده روی مشکلات ژنتیکی پشت صحنه‌ی انواع خاصی از سرطان، منجر به طراحی داروهای دقیق‌تری نظیر ایبروتینیب (ibrutinib) و ایدلالیزیب (idelalisib) و عوامل جدید ایمنی‌درمانی شده‌است که نتایج خوبی در خصوص بسیاری از بیمارانی که دارای فرم‌هایی از سرطان خون با درمان دشوار بوده‌اند، داشته‌است. فقط در سال ۲۰۱۴،  چهار درمان جدید برای بیماران مبتلا به لوکمی مزمن لنفاوی که رایج‌ترین فرم لوکمی در افراد بالغ است، تایید شد. دو مورد از این داروها (ایبروتینیب و ایدلالیزیب) در بیماران مسنی که سرطان آن‌ها عود کرده یا مقاوم شده‌بود، دارای نتایج رضایت‌بخشی بوده‌است و متخصصان می‌گویند سرانجام نیاز به شیمی‌درمانی سنتی در این بیماران از بین خواهد رفت. دو داروی دیگر (اوبینوتوزوماب و اوفاتوموماب) نیز نشان داده شده‌است که روند پیشرفت بیماری را در مبتلایان به لوکمی مزمن لنفاوی کند می‌کنند.

موسسه‌ی دانا فاربر در یک آزمایش بالینی نشان داد که یک داروی خوراکی هدفمند جدید موجب تحریک فعالیت ضدسرطانی در بیماران دارای فرم لوکمی حاد میلوئیدی مقاوم یا عودکرده می‌شود. این دارو که با نام ABT-199 یا ونتوکلاکس (venetoclax) نیز شناخته می‌شود، موجب بلوکه شدن مکانیسم‌های بقای موجود در سلول‌های سرطانی، می‌شود. در یک آزمایش بالینی نتایج رضایت‌بخش این دارو در بیمارانی که دارای فرمی از لوکمی مزمن لنفاوی بودند که درمان آن مشکل بود، تایید شد. پژوهشگران گزارش کرده‌اند که عامل ایمنی‌درمانی نیوولومب موجب بهبود کامل یا جزئی در ۸۷ درصد از بیماران مبتلا به فرم‌های مقاوم لنفوم هاجکین شد. بسیاری از این بیماران قبلا پیوند سلول‌های بنیادی هم انجام داده بودند و با چندین دارو نیز مورد درمان قرار گرفته بودند.

دیگر استراتژی درمانی دیگر که از تلفیق ایمنی‌درمانی و ژن‌درمانی استفاده می‌کند، در زمینه‌ی درمان بیماری لنفوم غیرهاجکین امیدهایی بوجود آورده است. در این استراتژی از سلول‌های CAR T استفاده می‌شود که نوعی از سلول‌های T هستند که با گیرنده‌های سنتزی مهندسی‌شده‌ای مجهز شده‌اند که می‌توانند ملکول‌های سطحی موجود روی سلول‌های سرطانی را مورد هدف قرار دهند. با انجام این کار آن‌ها می‌توانند به‌طور موثری سلول‌های سرطانی را پیدا کرده و آن‌ها را از بین ببرند و به سلول‌های سالم کاری نداشته باشند. این داروها در مورد بیماری لوکمی حاد میلوئیدی و لنفوم غیرهاجکین نتایج امیدوار کننده‌ای داشته‌اند. این درمان روی بیمارانی با میلوم چندگانه پیشرفته نیز مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج رضایت‌بخشی مشاهده شد.


شما مخاطبين عزيز سايت وی ای پی مدیا از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت وی ای پی مدیا.

صفحه 6 از 189
»... قبلی 234567891011 بعدی 203040...«